chan : i love you baby

بعد که رسیدید خونه میرین حموم و لباساتون رو اوز میکنین و تو نشستی رو مبل تا بنگ چان از حموم بیاد بعد که اومد یه شلوارک و پیرهن میپوشه و اینه همیشه ۳ تا دکمه اول لباسشو باز میزاره بعد چان میره تو اشپزخونه و مشروب و پفیلا و هرچی دمه دستش بود رو میاره و بعد میشینین فیلم ترسناک میبینین و تو چون اون مجبورت میکنه الکل میخوری و یه تیکه از فیلم یه چیزی میپره (اینه جام اسگرد) و تو میترسی و دسته بنگ چان رو سفت میگیری بعد اون بغلت میکنه و میگه : بیبی چیزی نیست من پیشتم بعد تو یهو گریت میگیره و اون سفت فشارت میده و بهت میگه خیلی دوست دارم و بعد یکم که اروم شدی اون بهت میگه میخوای ادامیه فیلم رو نبینیم و تو میگی اگه تو میخوای ببینی منم میبینم بعد فیلم که تموم شد باهم حرف میزنین و چون مست کردین باهات لب میگیره و تو گردنشو بوس میکنی و .... میرین بخوابین و چان از پشت تا صبح بغلت میکنه





میخواستم یه چیز دیگه خم بنویشم ولی ننوشتم😐😐
دیدگاه ها (۴)

سناریو(درخواست یکی از فرشته ها بود)(وقتی رو صحنه اجرای مثبت ...

#سناریووقتی روز تولدته و اونا چطوری بهت تبریک میگن و کادو بر...

سناریو بی تی اسوقتی فیلم ترسناک نگاه میکنیم و میترسیمنامجون:...

هعی-برای کسایی که نمیدونن ::داستان از یه جایی شروع میشه که ت...

#سناریوموقعیت🍔: وقتی به مهمونی خانوادگی[از سمت خودشون] میریم...

سناریو بلولاک وقتی وقتی یه سطل آب روشون خالی می‌کنیم (درخواس...

عنوان: مگومی به عنوان دوست پسر

Izana

سریال عشق سیاه و سفید یه دیالوگ داره که میگه؛"تو زشت و بد نی...

سناریو ناروتو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط