سناریو بلولاک
سناریو بلولاک
وقتی وقتی یه سطل آب روشون خالی میکنیم (درخواستی)
ایساگی:بدبخت چشاش گرد میشه از خجالت میشاشه تو خودش(اوخدااااااااااا)
رین: عصبی میشه و یقه تو میگیره که بزنت ولی میبینه چشاتو بستی ولت میکنه میوفتی رو زمین
و گریه میکنی به تخمشم نیست
باچیرا: اونم برای تلافی یه سطل اب روت میریزه و کل خونه رو خیس میکنید و خونتونو عوض میکنید
سائه: میزنه تو گوشت و تو قهر میکنی میری تو اتاقت و میاد نازتو میکشه میگه ببخشید تو هم اول نمیبخشیش ولی میبینی سائه گریه میکنه(اشک تمساح🐊) بخشیدیش
نیکو:لبخند میزنه و موهاتو ناز میکنه ولی بعدا تلافی میکنه
یوکیمیا: عینکش خیس میشه
لباساشو عوض میکنه
و میکشتت روی سگش بالا میاد چون امروز خیلی اذیتش کرده بودی
شیدو:(کارکتر مورد علاقه ی نویسنده) میخنده و میگه(پس دلت پچه میخواد)(نویسنده: ارههههههههههههه) ا.ت فرار میکنه و میره تو اتاق درو قفل میکنه
کایزر:پرنسسم چیکار میکنی
میره حموم تورم با خودش میکشه میبره و دوساعت تو حموم باهم میمونید
پایان
درخواستی دارید بگید
منتظرم
وقتی وقتی یه سطل آب روشون خالی میکنیم (درخواستی)
ایساگی:بدبخت چشاش گرد میشه از خجالت میشاشه تو خودش(اوخدااااااااااا)
رین: عصبی میشه و یقه تو میگیره که بزنت ولی میبینه چشاتو بستی ولت میکنه میوفتی رو زمین
و گریه میکنی به تخمشم نیست
باچیرا: اونم برای تلافی یه سطل اب روت میریزه و کل خونه رو خیس میکنید و خونتونو عوض میکنید
سائه: میزنه تو گوشت و تو قهر میکنی میری تو اتاقت و میاد نازتو میکشه میگه ببخشید تو هم اول نمیبخشیش ولی میبینی سائه گریه میکنه(اشک تمساح🐊) بخشیدیش
نیکو:لبخند میزنه و موهاتو ناز میکنه ولی بعدا تلافی میکنه
یوکیمیا: عینکش خیس میشه
لباساشو عوض میکنه
و میکشتت روی سگش بالا میاد چون امروز خیلی اذیتش کرده بودی
شیدو:(کارکتر مورد علاقه ی نویسنده) میخنده و میگه(پس دلت پچه میخواد)(نویسنده: ارههههههههههههه) ا.ت فرار میکنه و میره تو اتاق درو قفل میکنه
کایزر:پرنسسم چیکار میکنی
میره حموم تورم با خودش میکشه میبره و دوساعت تو حموم باهم میمونید
پایان
درخواستی دارید بگید
منتظرم
- ۵۲
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط