روزی ﺟﻮاﻧﻲ اﺯ شیخ ﭘﺮﺳﻴﺪ ﭼﺮا
روزی ﺟﻮاﻧﻲ اﺯ شیخ ﭘﺮﺳﻴﺪ ﭼﺮا
اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺑﺮاﻱ ﭘﻮﻝ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ
ﺭا ﻣﻲ ﺁﺯاﺭﻧﺪ و به هم ﺑﺪﻱ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ؟
ﺷﻴﺦ ﻗﻮﻃﻲ ﻛﺒﺮﻳﺘﻲ
اﻭﺭﺩ ﺳﻪ ﻧﺦ ﻛﺒﺮﻳﺖ ﺭا ﮔﺮﻓﺖ!
و ﺩﻭ ﻧﺦ ﺁﻥ ﺭا ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺭ
ﻗﻮﻃﻲ ﻧﻬﺎﺩ ﺁﻥ ﻳﻚ ﻧﺦ ﺭا ﻧﺼﻒ ﻛﺮﺩ
ﻭ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻛﻪ ﻧﻮﻙ ﺗﻴﺰﻱ ﺩاشت ﻻﻱ
ﺩﻧﺪاﻥ ﺧﻮﺩ ﺭا تمیز کرد و گفت نمیدانم :|
اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺑﺮاﻱ ﭘﻮﻝ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ
ﺭا ﻣﻲ ﺁﺯاﺭﻧﺪ و به هم ﺑﺪﻱ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ؟
ﺷﻴﺦ ﻗﻮﻃﻲ ﻛﺒﺮﻳﺘﻲ
اﻭﺭﺩ ﺳﻪ ﻧﺦ ﻛﺒﺮﻳﺖ ﺭا ﮔﺮﻓﺖ!
و ﺩﻭ ﻧﺦ ﺁﻥ ﺭا ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺭ
ﻗﻮﻃﻲ ﻧﻬﺎﺩ ﺁﻥ ﻳﻚ ﻧﺦ ﺭا ﻧﺼﻒ ﻛﺮﺩ
ﻭ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻛﻪ ﻧﻮﻙ ﺗﻴﺰﻱ ﺩاشت ﻻﻱ
ﺩﻧﺪاﻥ ﺧﻮﺩ ﺭا تمیز کرد و گفت نمیدانم :|
- ۱.۴k
- ۲۰ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط