مرد آرایشگر همزمان که پیش بند را میبست....
مرد آرایشگر همزمان که پیش بند را میبست....
پرسید:چه مدلی بزنم؟
و پسر جوان گفت: دومادی!
آرایشگر هم خوشحال از اینکه یه مشتری نون و آب دار پستش خورده چند ساعت با وسواس تمام مشغول به کارش شد.
اگر کارش خوب بود علاوه بر دستمزد انعام خوبی هم میتوانست بگیرد...
آرایشگر گفت: بفرما شادوماد...راضی هستی؟..
جوان با نوعی حسرت و دلخوری نگاهی به آینه کرد و گفت:خوبه دستت درد نکنه...
ولی!!!
آه بلندی کشید و گفت: حالا همشو از ته بزن...
خواستم ببینم اگه امشب به جای اون من دوماد میشدم چه شکلی میشدم...
پرسید:چه مدلی بزنم؟
و پسر جوان گفت: دومادی!
آرایشگر هم خوشحال از اینکه یه مشتری نون و آب دار پستش خورده چند ساعت با وسواس تمام مشغول به کارش شد.
اگر کارش خوب بود علاوه بر دستمزد انعام خوبی هم میتوانست بگیرد...
آرایشگر گفت: بفرما شادوماد...راضی هستی؟..
جوان با نوعی حسرت و دلخوری نگاهی به آینه کرد و گفت:خوبه دستت درد نکنه...
ولی!!!
آه بلندی کشید و گفت: حالا همشو از ته بزن...
خواستم ببینم اگه امشب به جای اون من دوماد میشدم چه شکلی میشدم...
- ۱.۰k
- ۱۳ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط