{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مازندرانِ شاهنامه کجاست؟

مازندرانِ شاهنامه کجاست؟


مازندران در شاهنامه کشوری در همسایگی ایران در دوره‌ی ‌پیشدادیان و کیانیان است. در شاهنامه، ضمن دو داستان جداگانه، از مازندران سخن رفته است:
در داستان نخست، سامِ پهلوان به فرمان منوچهر پیشدادی، سپاهی گران به مازندران می‌برد و در آنجا با دیوان به نبرد می‌پردازد و آنها را سکوب می‌کند.
در داستان دوم، کاووس پادشاه کیانی بر اثر رافسون رامشگر مازندرانی در دربار، لشکر سوی مازندان می‌‌کشد تا آن سرزمین را بگشاید.

مازندران در شاهنامه، سرزمینی پهناور و بیرون از ایران، و مردمان آن دیوانی از نژاد ناایرانی دانسته شده‌اند. سام در بیان پهلوانی‌های خود در مازندران به منوچهر، از این دیوان به دلیری یاد می‌‌کند. در شاهنامه دیوان مازندران نیرومندترین دشمنان ایران شمرده شده‌اند که از افسونگری و نیرنگ نیز بهره دارند.

آنچه در شاهنامه در وصف مازندران آمده با آنچه از مازندران کنونی می‌دانیم بسیار متفاوت است و این را می‌توان در توصیف‌های دیگر شاهنامه از مازندران به روشنی دید. از جمله آنکه منوچهر از آمل و ساری به سام فرمان می‌دهد که لشکر به مازندران بکشید یا منوچهر(از آمل و ساری)نوذر را نزد سام می‌فرستد. پیداست که مازندران سرزمینی جز آمل و ساری، یعنی مازندران کنونی است. همچنین در شاهنامه از سرزمین‌‌های سگسار و گرگسار همچون همسایگان آن سخن رفته است.

پژوهش‌های نو نشان می‌دهد که مازندران شاهنامه، در اصل به سرزمینی در شمال یا شمال غربی هند اشاره دارد و داستان‌های مربوط به آن در شاهنامه، در واقه یادگار برخوردهایی است که کوچندگان آریایی روزگاری با بومیان آن سامان داشته‌اند. پیوستگی مازندران شاهنامه با شمال هند را نه فقط نام مازندران(از mazan و mazanig به معنی دیو، غول) و نام سرزمین همسایه‌ی آن ورنو(ورنو در افغانستان) نشان می‌دهد، بلکه دیوانی که رستم در هفتخان خود با آن رو به رو می‌شود نیز هم‌نام پادشاهان و بزرگانی‌اند که در حماسه مهابهاراته از آن نام برده شده است.

نام مازندران همراه با داستان‌های آن در نیمه‌‌ی دوم دوره‌ی ساسانی، نخست بر سرزمین‌های غربی شاهنشاهی چون سوریه و سپس برای همیشه به طبرستان یا بخشی از آن اطلاق می‌شد. از سرزمین‌های شمال کوه‌های البرز در سنگ‌نوشته‌های نخستین ساسانی به نام پشتخوار یاد شده است که یادگاری از آن نام در متون کهن فارسی و عربی دیده می‌‌شود.

منبع: مدخل "مازندران" در "دانشنامه‌ی زبان و ادب فارسی"

#شاهنامه
دیدگاه ها (۱)

♦️🏰🦅 قلعهٔ کَنگِلو؛ عقاب پیر مازندران 🦅🏰♦️🌿🏔️ جایی بر فراز ک...

🔴🇾🇪🎶❤️‍🔥 ترانه‌ای زیبا از دل یمن؛ برای ایران و ایرانی‌ها 🇮🇷🔥...

p : 1

#دیوها_شاهنامهدر برخی از داستان های شاهنامه باموجوداتی به نا...

پادشاهان ماد یا همان کیانیان اوستا وکتب پهلوی وشاهنامه پدر و...

#استان_ایران مازندراناستان مازَندَران (به مازندرانی: مازِرون...

#شاهنامه #۱۹ #زال سام تا فرزند خود را دید اشک از دیدگانش سرا...

#پادشاهان_اساطیری_ایران _فریردون_پیشدادیان فریدون (آفریدون،...

سال‌هاست که در ایران صدای دردْ، صدای خشمْ، صدای حسِ به خطر ا...

#آرش_کمانگیر#شاهنامه#اوستادر اوستا بهترین تیرانداز را «اَرَخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط