شعرها و عکس‌های باب میل‌اش را ذخیره میکرد برای روزِ مبادا

شعرها و عکس‌های باب میل‌اش را ذخیره میکرد برای روزِ مبادا !
میخواست #دوستت دارم گفتن‌اش #متفاوت باشد ، بچسبد...
همیشه خوش بین بود به آمدن‌اش
به تار و پودِ آغوشی که سال‌ها
عطرش را به خاطر سپرده بود ...

چند روز پیش
سراغِ دوست داشتن اش را گرفتم...
گفت :
میدانی
قرار نبود
اینقدر #نیاید ...
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی (درخواستی)

پارت ۲ ویو ا.ت فضای بینمون کمی آروم شده بود با دستم آروم اشک...

سلام قربونتون برم.. چطورین نازام؟ خوبین؟ برای مدرسه اماده ای...

شعر ها و عکس های باب میل اش را ذخیره میکرد برای روزِ مبادا! ...

... شعر ها و عکس های باب میل اش را ذخیره میکرد برای روزِ مبا...

در کلاس های دانشگاه شیشه داشت.آنقدری بود که بتوانی دو سوم کل...

part ¹⁶🐻💕فصل دوم

انصافا بخونید..............خیلی قشنگهروزی پیغمبر خ...

(استاد وحشی من) پارت ۱۶ویو(کوک)کوک:لعنتی چی داری میگی احمق(ع...

پارت³ 🦋🦋🦋🦋Blue butterfly🦋🦋🦋🦋

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط