{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب شاید شبی باشد که فاطمه با علی درد دل می کند و وصیت ه

امشب شاید شبی باشد که فاطمه با علی درد دل می کند و وصیت هایش را به او می کند
شاید شبی است که برای آخرین بار شانه به مو های زینب اش میزند و برای او از آینده و کربلا میگوید
شاید شبی باشد که فاطمه برای حسین اش پیراهن کهنه ای آماده می کند و او را سیراب می کند تا مبادا تشنه بماند
شاید آخرین شبی است که حسن اش را در بغلش گرفته و برای جگر پاره پاره اش گریه می کند
شاید امشب آخرین شبی باشد که فاطمه برای فرزندانش مادری می کند چراکه آنها چندی بعد یتیم می شود
کمی مانده تا زینب درد بی مادری را بچشد و بگوید :
دیردیلر آنا سیزلیق چتیندی بولمزدیم.
.
.
.
.
.
.
.
.
آجرک الله یا بقیة الله فی مصیبت جدتک فاطمة الزهرا
دیدگاه ها (۷)

﷽⚫درد مشترک...▪️ من مُشتی سنگ و خاکم، سوت و کور و بی‌زائر، ا...

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

پارت ۲۶صبحآن صبح هوا بیرون روشن و صاف بود، ولی توی خانه یک ت...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وچهارم: شبی که ترکش کردم---آن شب.سایه...

چند اشاره به کر و کورهای روزگار ...از #دختر #سردار ، #زینب #...

با خارها راهش رامیبندم:شباهت غاصبان فدک و بهائیت درغصب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط