اندکی صبر سحر نزدیک است..

#شب سردی است ، و من #افسرده .
راه دوری است ، و پایی خسته.
تیرگی هست و چراغی مرده.

می کنم، تنها، از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدم ها.
#سایه ای از سر دیوار گذشت ،
غمی افزود مرا بر #غم ها.

فکر تاریکی و این ویرانی
بی #خبر آمد تا با #دل من
#قصه ها ساز کند پنهانی.

نیست رنگی که بگوید با من
#اندکی_صبر_سحر_نزدیک_است:
هردم این #بانگ برآرم از دل :
وای، این شب چقدر #تاریک است!

#خنده ای کو که به دل انگیزم؟
#قطره ای کو که به #دریا ریزم؟
#صخره ای کو که بدان آویزم؟

مثل این است که شب #نمناک است.
دیگران را هم غم هست به دل،
غم من ، لیک، غمی #غمناک است.

✍️ #سهراب_سپهری

؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی
#سرای_فارسی
#آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک
#حکایت #شعر_آیینی
#سرد #چراغ #رنگ
دیدگاه ها (۱)

🗓️ به‌ مناسبت سالروز بزرگداشت #حافظ، معروف‌ترین و محبوب‌ترین...

ای دوست بنه شرح غم دلتنگیآغاز نما حکایت یکرنگیاز رنگ زمانه و...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

صد دانه یاقوتدسته به دستهبا نظم و ترتیبیک جا نشستههر دانه‌ای...

دست #عشق از دامنِ دل دور باد!می توان آیا به دل دستور داد؟می ...

#مال از بهر آسایش #عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال. عاقلی...

در این #پویش یکی از مطالب صفحه‌‌تان ویژه خواهد شد. ؛ 🌱🌱🌱🌱🌱🌱 ...

بزرگ‌ترین حبسیه‌سرایان تاریخ ادبیات ایران چه کسانی بودند؟از ...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط