{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیر است ، گالیا !

دیر است ، گالیا !
در گوش من فسانه دلدادگی مخوان !
دیگر زمن ترانه شوریدگی مخواه !
دیر است ، گالیا !
به ره افتاد کاروان .
عشق من و تو ؟...آه
این هم حکایتی است .
اما در این زمانه که درمانده هر کسی
از بهر نان شب ،
دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست ...
دیدگاه ها (۱۶)

وقتیکه من بزرگ شدم، شاید، معمار شوم آنگاه، تمامی جهان را ه...

دختره قیافش مثه خر شرک میمونه ، پی ام داده : دوست داشتی هیچ...

جدیدا تو خونه بچه ها میگن بابا بزن اونور فوتبال ببینیم ؛ ول...

ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﻓﺎﻣﻴﻞ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺧﺎﻟﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﻴﮑﺮﺩﻥ ﻳﻮﺍﺷﮑﯽ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﺒﻴﻨ...

نام: قرارداد نفرتPart:²⁰بعد از ناهار، صدای مادر جونگکوک از پ...

KIM V

دیر است گالیابه ره افتاد کاروانعشق من و تو ؟… آهاین هم حکایت...

دیر است، گالیادر گوش من فسانه دلدادگی مخوان!دیگر ز من ترانهٔ...

.دیر است، گالیادر گوش من فسانه دلدادگی مخوان!دیگر ز من ترانه...

عشق من و تو؟ ... آهاین هم حکایتی ستاما، در این زمانه که درما...

عشق من و تو؟ ... آهاین هم حکایتی ستاما، در این زمانه که درما...

-اما درین زمانه که درمانده هر کسیاز بهر نان شبدیگر برای عشق ...

-اما درین زمانه که درمانده هر کسیاز بهر نان شبدیگر برای عشق ...

این نامه ی اخرمه واس تو... . . «عشق من و تو؟ ... آه این هم ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط