ای عشق! ای عمیق‌ترین احتیاج‌ها

ای عشق! ای عمیق‌ترین احتیاج‌ها

درمان دردها و خود از بی علاج‌ها

ایمانِ کفر، شادیِ غم، شوقِ بی امید

آمیزه‌ شگرف‌ترین امتزاج‌ها

با یاد گیسوان خمت باز مانده‌ام

با صد هزار سلسله از اعوجاج‌ها

با اعتبار حسن، نه با حسن اعتبار

در سکه‌های قلب در افکن رواج‌ها

دلسرد مثل قطب شدم، سهم من نشد

یک شعله بوسه از لب آتش مزاج‌ها

وقتی ز چشم‌های تو گیسو کنار رفت

در شام‌های تیره عیان شد سراج‌ها

در انتهای شعر به آغاز می‌رسم

ای عشق! ای عمیق ترین احتیاج‌ها

سیدمحمدمجید موسوی گرمارودی
دیدگاه ها (۰)

ای عشق! ای عمیق ترین احتیاج ها! درمان دردها و خود از بی علاج...

ای عشق! ای عمیق‌ترین احتیاج‌هادرمان دردها و خود از بی علاج‌ه...

ای عشق! ای عمیق‌ترین احتیاج‌هادرمان دردها و خود از بی علاج‌ه...

🐇🩰میکـــــــ🩰ــــــاپ 🎀🌸🍃💗 ֶָ֢⃝🩵 ׁ ‌فالو بشم لطفا 😘·͙*̩̩͙˚̩̥...

یه مینی ولاگ بریم ؟🤓😂`࿙࿚࿙࿚࿙࿚࿙࿚࿙࿚࿙࿚࿙࿚࿙࿚࿙࿚࿙࿚࿙࿚࿙࿚࿙࿚࿙🍎🥯🍒@jazabbb...

این وسط نتانیاهو دید مردم اسرائیل بهش رأی کافی ندادن؛ اسرائی...

....

اینو نگم تو دلم میمونه. میدونم تو جایگاهی نیستم که اینو بگم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط