{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Fate is predetermined

part: 73


مینا چشم غره ای نثار میسون کرد : عوض دلداری دادنته؟ بیخیال این حرفا سریع کاراتونو بکنین همه گشنشونه


مینا همرو به راه راست هدایت کرد و میز رو اماده کردن و دور میز جم شدن
صدای در عمارت اومد و کیم وارد شد و پشت میز نشست

کیم: شروع کنید

با حرف کیم همه مشغول غذا خوردن شدن و تقریبا اخرای شام بود

کیم: مین هو اوضاع چطوره؟
مین هو: خوبه، همچی طبق انتظار پیش میره و حسابا کنترل شدست
کیم سری تکون داد: خوبه....یول تو چطور؟
یول که هنوز عادت نکرده بود به دخالت های کیم نفس صدا داری بیرون فرستاد و به مینا نگاه کرد
مینا چشم هاش رو اروم باز و بسته کرد و به یول فهموند که اروم باشه

یول: دنبال کار های سرپا کردن دوباره شرکتم

کیم: خوبه....هیون سو؟
هیون سو: همچی خوبه و تولید این ماه کاملا طبق برنامه داره پیش میره و همچی سر جاشه

کیم: خوبه...هیون سو حسابی هواست رو جمع کن نمیخوام مثل پارسال رسوایی به بار بیاد

هیون سو که انگار بادش خوابیده بود با سر تایید کرد

کیم: خب، جونگکوک اوضاع تو چطوره؟

-:اوضاع خوبه، یکم داشت توی بخش فروش و کمپین ها مشکل به وجود میومد ولی حل شد
کیم: این یارو وکیله چطوره؟
-:فعلا که خوب پیش رفته ولی بازم باید تحقیق هام رو بکنم

کیم: لازم نیست، توی این شرایط که باید کالکشن بهاری اماده باشه وقت اینا نیست خودتو با اینا درگیر نکن......در ظمن جونگکوک قرار داد با اقای هوانگ سر جاشه دیگه؟

جونگکوک کلافه لب زد: پدربزرگ توی این اوضاع واقعا به نظرم وقت همچین قرارداد  میلیاردی ریسکی نیست

کیم: نظر نخواستم جونگکوک، وقتی میگم باید سر جاش باشه حرفم رو دوتا نکن، بیشتر کار کن تا بشه

کیم از جاش بلند شد و با کمک عصاش راه رفت و همزمان گفت " نوش جانتون"


با رفتار های کیم جو خیلی سنگین تر شده بود و دیگه کسی زیاد غذا نخورد



شرط پارت بعد: پارت های ( ۷۱ ، ۷۲ ، ۷۳ )
لایک ها بشه ۳۵❤💋
دیدگاه ها (۳۱)

.معرفی رمان.

قسمت پانزده

کپشن

𓆩 پارت ۵۶ 𓆪 🖤ات با تعجب بین جیمین و مرد غریبه نگاه کرد.— یکی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط