{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با خودم گفتم که بسم الله رحمان و رحیم

با خودم گفتم که بسم الله رحمان و رحیم
عشق را آغاز با رسمِ وفاداری کنیم

زیر لب گفتی که تا محشر تو همراهِ منی
در همان شب روی دستِ هم کمی محکم زدیم

مرد وقتی عهد بستهِ پای عهدش مانده است
ای دریغ از تو ندیدم ذره ای نفسِ سلیم

ای که می گفتی مرا تنها پرستش می کنی
کو کجا آن عشق بازی و صراط المستقیم

با صداقت آمدم تا با تو همراهی کنم
از صداقت شد نصیبم غصه و رنجِ عظیم
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
دیدگاه ها (۲)

با خودم گفتم که بسم الله رحمان و رحیمعشق را آغاز با رسمِ وفا...

هر قدر در عشق اول سخت تر جان می کَنیدر شکستِ عشق دوم خاک زند...

با خودم گفتم که بسم الله رحمان و رحیمعشق را آغاز با رسمِ وفا...

با خودم گفتم که بسم الله رحمان و رحیمعشق را آغاز با رسمِ وفا...

با خودم گفتم که بسم الله رحمان و رحیمعشق را آغاز با رسمِ وفا...

با خودم گفتم که بسم الله رحمان و رحیمعشق را آغاز با رسمِ وفا...

خواب بودم یک ندا آمد منم لیلای توبی مُرُوَّت آن که می گفتی م...

دخترِ همسایه مان گویی حلیم آورده بود"باطناً یک کاسه شیطانِ ر...

دخترِ همسایه مان گویی حلیم آورده بود"باطناً یک کاسه شیطانِ ر...

دخترِ همسایه مان گویی حلیم آورده بود"باطناً یک کاسه شیطانِ ر...

حلیم صبح جمعه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط