سلام ای بی وفا ، ای بی ترحم سلام ای خنجر حرفای مردم سلام
سلام ای بی وفا ، ای بی ترحم سلام ای خنجر حرفای مردم سلام ای آشنا با رنگ خونم سلام ای دشمن زیبای جونم بازم نامه می دم با سطر قرمزآخه این بار شده من با تو هرگزنمی خوام حالتو حتی بدونم تعجب می کنی آره همونم همونی که زمونی قلبشو باخت همون که از تو یک بت ، یک خدا ساخت همونی که برات هر لحظه می مردکه ذکر نامتو بی جون نمی برد همونم که می گفتی نازنینم بمیرم اما اشکاتو نبینم همونی که شبا باهات بیدار بود همونی که یه جورایی خانوم بود همون که دست تو ، مهر لباش بوداگه زانو نمی زد غم باهاش بودحالا آروم نشستم روی زانوم ولی دیگه گذشت اون حرفا اقا تعجب می کنی آره عجیبه می خوام دور شم ازت خیلی غریبه خیال کردی همیشه زیر پاتم ؟با این نامردیات بازم باهاتم ؟برات کافی نبود حتی جوونیم تموم شد آره گم شد مهربونیم دیگه هر چی کشیدم بسه اقا نمی بینیم همو این خوبه ، بهتره دیگه بسه برام هر چی کشیدم فریبی بود که من از تو ندیدم ؟دروغی هست نگفته مونده باشه ؟ کسی هست تو خیال تو نباشه ؟عجب حتی دریغ از یک محبت دریغ از یک سر سوزن صداقت دریغ از یک نگاه عاشقونه دریغ از یک سلام بی بهونه نه نفرینت چرا ، این رسم ما نیست اگر چه این چیزا درد شما نیست گل بیتا چرا اخمات توهم شد؟چیه توهین به ذات محترم شد ؟دیگه کوتاه کنم با یک خدافظ بازم دیدارمون رسید به سد هرگز
- ۳.۰k
- ۲۰ مرداد ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط