یومینو شیناکا/kny oc/شیطان کش/کیمتسو
سلام سلام صدتا سلام🗣️🍥خو همونطور که میبینید یومینو رو آپ دادم😭ببینید این یومینو کله شاشی ما ولمکن لباسا اصلیش این نیس اینو رندوم زدم ولی خب کون برام نمونده ایشلا یه ارت فول بادی با لباس ارتش میزنم_😭
و میدونم شیبه نزوکو شده ایده نداشتم خو_😭
بیو
^᪲نام: یومینو
^᪲فامیل:شیناکا
^᪲معنی اسم: اواز لطیف
^᪲اسم و فامیل به ژاپنی:夢乃 しなか
^᪲لقب:یومی/الهه ی برگ
^᪲سن:13/12
^᪲تنفس:برگ
^᪲شیپ: توکیتو مویچیرو
^᪲هاشیرا/شیطان کش: شیطان کش
^᪲رنگ موردعلاقه: سبز_ سفید_خاکستری
^᪲اخلاق: مهربون_ کصخل_شیطون _کرم ریز_بی ادب
^᪲بیماری:سل، در پنج سالگی لال،اوتیسم
^᪲قد:139
^᪲وزن:37
^᪲علایق:کرم ریختن رو مردم، خرید، دوستاش، گیو، مویچیرو
^᪲تولد:3 خرداد
^᪲مرگ:23 اسفند
داستان زندگیش:
^᪲یومینو از اول یه بچه ی ناخواسته بود و پدر و مادرش اصلا دوستش نداشتن دو دلیل داشت چون هم سل و اوتیسم داشت و هم لال بود و هی کتکش میزدن و اینا و بزرور مادرش یوناتا تو پنج سالگی تونست حرف بزنه چند سال بعد که هشت سالش شد یوناتا همون مادرش عاشق کوکوشیبو شد و کوکوشیبو گفت با من شیطان شو دخترت و شوهرتو بکش و با من از دوازده کیزوکی شو یوناتا هم قبول کرد شب بعد اول شوهرشو کشت و بعد رفت سراغ یومینو ولیخب یومینو دید که چطوری پدرش مرده و داشت جیغ میزد و گریه میکرد و یوناتا مجبور شد کتکش بزنه و اینجا بود که یومینو دوباره از ترس لال شد و یوناتا اونو برد تو جنگل و با طناب اویزونش کرد به یه درخت اونجا گیو داشت داخل جنگل گشت میزد که یومینو رو دید یومینو خون خالی بود از بس کی مامانش کتکش زده بود گیو مهربان دلش سوخت و اونو برد خونش و یومینو بزور به گیو گفت اسمش یومینو عه گیو فهمید که این دختر لال هست و اینا بعد به فرزند خوندگی قبولش کرد و بعدش یومینو بعد دوماه حرف زد و به گیو گفت بابا ارهخلاصه وقتی نه سالش شد گیو شروع کرد به اموزش دادن به یومینو ولی یومینو تنفس برگ رو کشف کرد و بعد داخل سن 11 سالگی وارد ارتش شد و اونجا بود که یه روز مویچیرو رو دید و ازش خوشش امد و اینا بعد توی سن 12 سالگی کلی با مویچیرو صمیمی شد و توی قلعه ی بی نهایت میفهمه که مامانش با کوکوشیبو بوده و میفهمه که یوکی خواهرشه و با یوناتا میجنگن *با یوکی * و یوکی جلوی چشم یومینو مرد و بعدش یومینو با کلی زخم رفت سراغ مویچیرو ولی مویچیرو از وسط نصف شده بود و یومینو هم اونجا افتاد روش اما نمرد وقتی کاکوشیا یومینو رو پیدا کردن بعد دو ماه به هوش میاد ولی خیلی افسرده شده بود و اینا و اصلا حرف نمیزد شیطونی نمیکرد و فقط هروز میرفت سر قبر مویچیرو و براش حرف میزد و داخل سن 17 سالگی میمیره چون سل تمام بدنشو گرفته مرد^^
#ارت #شیطان_کش #اوسی #مویچیرو_لاور #kny_oc
و میدونم شیبه نزوکو شده ایده نداشتم خو_😭
بیو
^᪲نام: یومینو
^᪲فامیل:شیناکا
^᪲معنی اسم: اواز لطیف
^᪲اسم و فامیل به ژاپنی:夢乃 しなか
^᪲لقب:یومی/الهه ی برگ
^᪲سن:13/12
^᪲تنفس:برگ
^᪲شیپ: توکیتو مویچیرو
^᪲هاشیرا/شیطان کش: شیطان کش
^᪲رنگ موردعلاقه: سبز_ سفید_خاکستری
^᪲اخلاق: مهربون_ کصخل_شیطون _کرم ریز_بی ادب
^᪲بیماری:سل، در پنج سالگی لال،اوتیسم
^᪲قد:139
^᪲وزن:37
^᪲علایق:کرم ریختن رو مردم، خرید، دوستاش، گیو، مویچیرو
^᪲تولد:3 خرداد
^᪲مرگ:23 اسفند
داستان زندگیش:
^᪲یومینو از اول یه بچه ی ناخواسته بود و پدر و مادرش اصلا دوستش نداشتن دو دلیل داشت چون هم سل و اوتیسم داشت و هم لال بود و هی کتکش میزدن و اینا و بزرور مادرش یوناتا تو پنج سالگی تونست حرف بزنه چند سال بعد که هشت سالش شد یوناتا همون مادرش عاشق کوکوشیبو شد و کوکوشیبو گفت با من شیطان شو دخترت و شوهرتو بکش و با من از دوازده کیزوکی شو یوناتا هم قبول کرد شب بعد اول شوهرشو کشت و بعد رفت سراغ یومینو ولیخب یومینو دید که چطوری پدرش مرده و داشت جیغ میزد و گریه میکرد و یوناتا مجبور شد کتکش بزنه و اینجا بود که یومینو دوباره از ترس لال شد و یوناتا اونو برد تو جنگل و با طناب اویزونش کرد به یه درخت اونجا گیو داشت داخل جنگل گشت میزد که یومینو رو دید یومینو خون خالی بود از بس کی مامانش کتکش زده بود گیو مهربان دلش سوخت و اونو برد خونش و یومینو بزور به گیو گفت اسمش یومینو عه گیو فهمید که این دختر لال هست و اینا بعد به فرزند خوندگی قبولش کرد و بعدش یومینو بعد دوماه حرف زد و به گیو گفت بابا ارهخلاصه وقتی نه سالش شد گیو شروع کرد به اموزش دادن به یومینو ولی یومینو تنفس برگ رو کشف کرد و بعد داخل سن 11 سالگی وارد ارتش شد و اونجا بود که یه روز مویچیرو رو دید و ازش خوشش امد و اینا بعد توی سن 12 سالگی کلی با مویچیرو صمیمی شد و توی قلعه ی بی نهایت میفهمه که مامانش با کوکوشیبو بوده و میفهمه که یوکی خواهرشه و با یوناتا میجنگن *با یوکی * و یوکی جلوی چشم یومینو مرد و بعدش یومینو با کلی زخم رفت سراغ مویچیرو ولی مویچیرو از وسط نصف شده بود و یومینو هم اونجا افتاد روش اما نمرد وقتی کاکوشیا یومینو رو پیدا کردن بعد دو ماه به هوش میاد ولی خیلی افسرده شده بود و اینا و اصلا حرف نمیزد شیطونی نمیکرد و فقط هروز میرفت سر قبر مویچیرو و براش حرف میزد و داخل سن 17 سالگی میمیره چون سل تمام بدنشو گرفته مرد^^
#ارت #شیطان_کش #اوسی #مویچیرو_لاور #kny_oc
- ۶.۶k
- ۱۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط