رمان انیمه ای «هنوز نه!» چپتر ۴

خب.. اهم.. اهم.. همون‌طور که می دونید میتسوری چون خاطرات زندگی قبلیش رو یادشه کار های عجیب زیادی انجام میده و این مورد در مورد شینوبو هم هست 😁😅
مطمئنا مادر هاشون از این چیزا حسابی تعجب می کنن .......

(گوینده:مامان میتسوری:)

چرا میتسوری همچین کتاب طولانی ای برداشته؟
: « میتسوری. عزیزم .... آآآ خب تو هنوز نمی تونی این کتاب طولانی رو بخونی ... پس چرا برش داشتی؟»
میتسوری:« من کتاب طولانی دوست دارم ... میشه برام بخری؟؟ گول می دم وقتی بزرگ شدم بخونمش.🥺 » ( اینجا باید با لحن کودکانه بخونید گول هم همون قول عه مثلا😅)
عجیبه.... بچه ها معمولا کتاب هایی که عکس دارن رو بیشتر دوست دارن..... خب این نشون میده دختر من چقدر با استعداد و باهوش عه🍀




(گوینده:مامان شینوبو:)

نمی فهمم این بچه چرا انقد بی اعصابه؟ از همون بچگی از چیزایی که بچه ها دوست دارن بدش میومد 😑....... خب...
شینوبو:« مامان. من می خوام برم مدرسه.»
:«چی..... عزیزم تو هنوز کوچولویی و برات زوده که بری... اما اگه بخوای می تونی بری مهد کودک.»
شینوبو:« اوهوم می خوام درس یاد بگیرم.»

واییییی خدایااا یعنی دختر من انقد مشتاق یادگیری و درس خوندنه؟؟؟ ( کلی ذوق کرده الان😂)




(گوینده:شینوبو:)

چیییی ؟؟؟ مهد کودک با کلی بچه کوچولو؟؟؟
عههههه البته خودم هم الان بچه محسوب می شم😅
به هر حال اونجا میتونم این کتاب رو بخونم.
اینطوری بیشتر در مورد تناسخ و زندگی پس از مرگ یاد میگیرم. و در مورد معلم هم....اگه یه سری عکس از کتاب کامیک یا مانگا بچسبونم بهش و جلدش رو هم عوض کنم مطمئنا میشه معلم رو گول زد🤭

+:«شینوووبوووو»
:« خواهر جون!»
کانائه:« من دارم میرم کلاس اول!»
خداااا مثل کانائه میمونه.
:« مامان هم منو می‌فرسته مهد کودک !»

(اینجا منظورش کانائه زندگی قبلیشه چون اون هم شوخ طبع بود البته یکم)





(گوینده: میتسوری:)

خب..... حالا باید ۲سال دیگه صبر کنم تا برم مدرسه...... آها فهمیدم اگه برم مهد کودک می تونم خودم بخونمش.... البته باید یه فکری به حال معلم کنم... اگه یه سری عکس از مانگا بچسبونم بهش و جلدش رو هم عوض کنم احتمالا میشه وانمود کرد که دارم عکس هاش رو نگاه می کنم🤭

:« مامان!!!! من می خوام خوندن و نوشتن یاد بگیرم!»
مامان:« میتسوری عزیزم خوشحالم که اینو میگی ولی هنوز برای تو زوده که بری مدرسه..... خب... میگم دوست داری بری مهد کودک؟»
:«آله می خوام دوست ها جدید پیدا کنم»


( آله = آره)

خب دیگه الان هم میتسوری و هم شینوبو میرن مهد کودک..



ادامه دارد....
دیدگاه ها (۶)

بچه ها میخواهم عکس پنهان عشق رو عوض کنم عکس دومی اگه دوست دا...

ویدیو ولش....زنگ اول ادبیات داشتیم خب؟ یه معلم عقده ای هست م...

عکس از آنیا و دامیان بچه ها نمی‌دونم چرا همشون رو دوست دارم ...

امسال کل کتابای درسی مون درکل دو موضوعه..درس تخصصی: شبکه کام...

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۲ | اول باید درسم...

سناریو استری کیدز

مامان یاسی... کجا؟ واسه چی داری جدی‌جدی می‌ری؟ 🥺💔باورم نمیشه...

حضور یک معلم با لباس پاسداری در کلاس درس و آغاز سال تحصیلی ج...

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏از صبح مامانت مد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط