رمان آیدل پارت ۲
رمان آیدل پارت ۲
ویو ات
امروز دیگه میخوام از مامان و بابام اجازه بگیرم که بره سئول برم. با خودم فکر کردم که بعد از ناهار بگم بهتره.
( بچه ها از این به بعد علامت میزارم ات:+ جونگ کوک:- مامان ات:÷ بابای ات:×)
خب بریم ادامه رمان. چند ساعت بعد داشتم با گوشیم کار میکردم که دیدم مامانم صدام کرد.÷: ات بیا پایین نهار حاضره. رفتم پایین دیدم مامان و بابام پایین رو میز نشستن و غذا میخورن منم رفتم روی میز و باهاشون خوردم. بعد نهار بهشون گفتم+: مامان بابا من میخوام راجب یکچیزی باهاشون صحبت کنم. ÷: بگو دخترکم چیزی شده؟
ادامه دارد۰۰۰۰۰۰
ویو ات
امروز دیگه میخوام از مامان و بابام اجازه بگیرم که بره سئول برم. با خودم فکر کردم که بعد از ناهار بگم بهتره.
( بچه ها از این به بعد علامت میزارم ات:+ جونگ کوک:- مامان ات:÷ بابای ات:×)
خب بریم ادامه رمان. چند ساعت بعد داشتم با گوشیم کار میکردم که دیدم مامانم صدام کرد.÷: ات بیا پایین نهار حاضره. رفتم پایین دیدم مامان و بابام پایین رو میز نشستن و غذا میخورن منم رفتم روی میز و باهاشون خوردم. بعد نهار بهشون گفتم+: مامان بابا من میخوام راجب یکچیزی باهاشون صحبت کنم. ÷: بگو دخترکم چیزی شده؟
ادامه دارد۰۰۰۰۰۰
- ۵۷۶
- ۱۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط