دوتا دستاشو مشت کرد گرفت جلوم گفت:

دوتا دستاشو مشت کرد گرفت جلوم گفت:
- اگه بگی گل کدومه میمونم.
+چـ انتخاب سختی بود، ترس از دادنش نفسمو بند اوردع بود. برای از دست ندادنش محکم زدم رو دست چپش گفتم این گله
دستشو باز کرد، گـل بوود
اشکام از چشام میچکید ،حواسش نـبود وقتی با دست راستش اشکامو پاک کرد فهمیدم تو دست راستشم گل بود..
اونی که بخوادت به هـر بهونه ای میمونه حتی شکستنِ غرورش :]:black_heart_suit:
دیدگاه ها (۱۲)

دوتا دستاشو مشت کرد گرفت جلوم گفت:- اگه بگی گل کدومه میمونم....

دستاشو مشت کرد گفت:اگه بگی گل کدومه میمونم!!انتخاب سختی بود،...

دستاشو مشت کرد گفت:اگه بگی گل کدومه میمونم!!انتخاب سختی بود،...

دستاشو مشت کرد گفت:اگه بگی گل کدومه میمونم!!انتخاب سختی بود،...

دستاشو مشت کرد گفت:اگه بگی گل کدومه میمونم!!انتخاب سختی بود،...

دستاشو مشت کرد گفت:اگه بگی گل کدومه میمونم!!انتخاب سختی بود،...

دستاشو مشت کرد گفت:اگه بگی گل کدومه میمونم!!انتخاب سختی بود،...

دو تا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگی گل کدومه میمونم...

دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگی گل کدومه میمونم....

♥دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت وگفت : اگہ بگے گل کدومہ میمون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط