♥دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و
♥دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و
گفت : اگہ بگے گل کدومہ میمونم...
!!!چہ انتخاب سختے بود...ترس از
دادنش تمام وجودمو فرا
گرفتہ بود...براے از دست ندادنش
محکم زدم پشت دست چپش!و گفتم این گلہ...!
دستشو باز کرد...گل بود،
اشکام جارے شد روے گونہ هام...
حواسش نبود،وقتے بادست راستش
اشکامو پاک کرد...فہمیدم تو دست
راستش هم گل بود!! آنکہ تورا مے خواهد!
بہ هر بہانہ اے میماند!
گفت : اگہ بگے گل کدومہ میمونم...
!!!چہ انتخاب سختے بود...ترس از
دادنش تمام وجودمو فرا
گرفتہ بود...براے از دست ندادنش
محکم زدم پشت دست چپش!و گفتم این گلہ...!
دستشو باز کرد...گل بود،
اشکام جارے شد روے گونہ هام...
حواسش نبود،وقتے بادست راستش
اشکامو پاک کرد...فہمیدم تو دست
راستش هم گل بود!! آنکہ تورا مے خواهد!
بہ هر بہانہ اے میماند!
- ۴.۷k
- ۰۶ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط