{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

♥دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و

♥دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و
گفت : اگہ بگے گل کدومہ میمونم...
!!!چہ انتخاب سختے بود...ترس از
دادنش تمام وجودمو فرا
گرفتہ بود...براے از دست ندادنش
محکم زدم پشت دست چپش!و گفتم این گلہ...!
دستشو باز کرد...گل بود،
اشکام جارے شد روے گونہ هام...
حواسش نبود،وقتے بادست راستش
اشکامو پاک کرد...فہمیدم تو دست
راستش هم گل بود!! آنکہ تورا مے خواهد!
بہ هر بہانہ اے میماند!
دیدگاه ها (۶)

سکوتم را دوست دارم ، چون در آن گلہ اے نیستگاہے سکوت دلے را م...

وقـــــــــتی نیســــتــــــی ... یکــــــــــــی خــــــیلی...

به روزگار گفتم : چرا رو چرخ و فلک تو بعضی ها بالان وبعضی ها ...

خسته ام...!خسته ی نبودنت...!خسته از روز هایی که بی توشب می ش...

دو تا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگی گل کدومه میمونم...

دو تا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگی گل کدومه میمونم...

دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگی گل کدومه میمونم....

دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگی گل کدومه میمونم....

[دوتا دستاشو مشت کرد،جلوم گرفت و گفت:اگه بگی گل کودومه میمون...

دوتا دستاشو مشت کردجلوم گرفت و گفت:اگر بگی گل کدومه میمونم.....

دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگی گل کدومه میمونم....

دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگی کدومه میمونم!!!....

دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگي کدومه ميمونم!!!....

دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگی کدومه میمونم!!!....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط