{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت هشت .. میگذرد ..

سیلام 🤓
اومدم پارت بدم
خب حرفی ندارم پس بریم...
شروع
.
.
.
ویو یویی :
خوشبختانه به موقع رسیدیم و من خر نشدم
یویی : میتی شانس آوردی و گرنه اگر من خر میشدم با الاغ وسلطت میدادمت
میتسویا :🙄😩
یویی : و بالاخره خر های جمع تشریف آوردند
باجی : به من چه این مثل خرس خوابیده
مایکی : هوم....رسیدیم؟
باجی : آره حالا بیا پایین
مایکی از رو کول باجی پرید پایین و اومد سمت ماها
دراکن : خب مایکی میخواستی راجب چی باهامون حرف بزنی
مایکی جدی شد و گفت : خب چیزی که میخواستم بگم اینه.....کازوتورا با اژدهای سیاه درگیر شده
یویی : واقعا ؟
کازوتورا سرش رو به نشونه آره تکون داد
میتسویا : شنیدم اونا سه سال ازمون بزرگ ترن و تعدادشون خیلی بالاست
پاچین : یعنی ما میخوایم با اژدهای سیاه درگیر بشیم ؟
یویی : نه پس میخوای دوستت رو تو این شرایط ول کنی
باجی : من یک فکری دارم
هممون نگاه هامون رو دادیم به باجی
باجی : بیاین گنگ خودمون رو بسازیم
پاچین : ما؟
یویی : نه پس عمه هامون
مایکی : از همین الان اسم گنگ رو یافتم
هممون ساکت شدیم تا ببینیم مایکی چی میگه
مایکی : توکیو مانجی گنگ
همه : افتضاحه
دراکن : گنگ رو هستم ولی اسمش افتضاحه
مایکی : کن چین...
میتسویا : گنگ خوبه حالا مهم نیست اسمش خوب نباشه
مایکی : میتسویا...
پاچین : گنگ خوبه ها ولی اسمش افتضاحه
مایکی : شماها خیلی بدین !
باجی : حالا وظایف رو اعلام میکنم مایکی که از هممون قوی تره میشه فرمانده داداش بزرگمون دراکن هم میشه نائب رئیس و.....
همه رو گفت غیر یویی
یویی : پس من چی؟
باجی : مگه توهم میخوای باشی ؟
یویی : معلومه !
باجی : خیل خب پس یویی هم انتخاب میکنه کی جلسه بزاریم به عبارت دیگه تو هم مثل دراکنی و تو هم مثل دراکن دسته ای رو کنترل نمیکنی یک جورایی شماره ۳ توکیو مانجی چون تو از ما قوی تری
یویی : یبار دیگه بگو
باجی : پرو نشو
یویی : الان خودت قبول کردی من از شما ها قوی ترم
باجی : ده خفه شو بهش رو دادم
یویی : بگو بگو بگو یکبار دیگه تکرار کن
و یویی به اذیت کردن ادامه میده
پاچین : بیاین یک طلسم خوش شانسی بگیریم
میتسویا : موافقم
کازوتورا : بریم
پاچین دوید سمت طلسم فروشی
پاچین : بجنبید الان تموم میشن
ماهم دویدیم سمت طلسم فروشی
( من یادم نمیاد هر کدوم چقدر پول داشتن ولی یویی هم اضافه کنید و خلاصه که طلسم رو خریدن )
.
.
.
پایان این پارت •
امیدوارم خوشتون بیاد ♡
تابعد جانه ♤
دیدگاه ها (۱۴)

توکیو ریونجرز

زمان برگشت اما هیچکس مثل قبل برنگشت...

کسخلان گروگان

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد! پارت ۱

سناریو درخواستی از چیفویو ۳

این اولین سناریو ای هست که نوشتم امید وارم خوشتون بیاد عکس ...

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

اوسی توکیو ریونجرزممممممممممممبریم یه بیو بدممممممم اسم : آک...

یاندره درخواستی از باجی

بچه ها کپشن مهم درباره ی سناریو ریندو :خب دوستان من سناریو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط