عاشقانه

من آمده ام حالِ دلت خوب کنم یار
تا در عوضش جانِ خود آشوب کنم یار
گر دور شوم لحظه ای از "کافِ" کلامت
گل گونه یِ خُشکم همه مرطوب کنم یار
صد واژه بچینم ز گلِ باغِ وجودت
شعر و غزلم را به تو منسوب کنم یار
با عمقِ نگاهت برسم تا تهِ مستی
چشمانِ غزل وارِ تو مشروب کنم یار
صد قفل زنم بر لبِ خود تا تو بمانی
درویشم و سرمشقِ خود ایوب کنم یار
از دور نشینم به تمنایِ طلوعی
جانم به فدای تبِ محبوب کنم یار
دردانه بمانم به برت حضرتِ معشوق !
نامت همه جا باقی و زرکوب کنم یار
من آمده ام تا که دلم را ز برایت
پُر عشق در این محکمه مصلوب کنم یار.
دیدگاه ها (۶)

تا کی اینجو تو دل گرما بشینم برم بالای مخ و خرما بچینم ببندم...

#رِفیقَمـ👭 #آجیمـ آیا تو کجا و ما کجائیم😪 تو زان که‌ای و ما...

◾ ️بخشی از رجز شعرگونه حضرت عباس علیه السلام ...👇 تشنگان حرم...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

لالایی به زبان دزفولیلالالالابیو جونوم بیو آروم جونومبیو ای ...

حافظ نام حضرت را صراحتا در غزل شماره ۲۴۲ برده و از ظهور او و...

یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بودتشنهٔ خون من زار نمی‌باید بودت...

شعر کلاغ و عقاب دکترپرویز ناتل خانلری (از شاهکارهای شعر- معا...

توران صمدانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط