{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی اولین بار باش قرار داشتم

وقتی اولین بار باش قرار داشتم
وقتی گفت بیا عکس بگیریم
وقتی دستامو گرفت تو دستاش
فهمیدم که چقدر خسته بودم از تنهاییم
فهمیدم که چقدر می خواستم این بودنو
فهمیدم که چقدر احتیاج داشتم به اینکه سرمو بزارم رو شونش و تکیه کنم بهش
فهمیدم که چقدر دلم نیاز داشته گرم بشه به بودنش
فهمیدم که چقدر حضورش آرومم می کنه
فهمیدم که تمومِ حسای خوبِ دنیا رو توی خودش جمع کرده
دستامو که گرفت تو دستاش .. همه ی اینا رو فهمیدم
فقط ...
حیف ...
که زود دستامو ول کرد..
#toni
دیدگاه ها (۱)

اگر کل دنیا به جز یکیشون دوستت داشته باشن تو عاشق همون یکی م...

بیا دوست معمولی بمونیمعشق همه چیزو خراب میکنه#toni

‏دل مثل جاروبرقی میمونه وقتی پر باشه دیگه نمیکشه#toni@nawzi....

بیا و انگیزه ای شو :)برای شب بیداری هایم:)برای صبحهای اولِ و...

پآرت⁷یونگی اومد تو اشپزخونه*نواهم درحال شستن ظرف*یونگی: چی م...

من در آن لحظه‌ آخر که شهید همدانی را دیدم، یک لحظه تکان خورد...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 48・⁠]⁠ᕗعصبی داد زد: مسیله او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط