تقدیم به علی اکبرهای وطن ...
تقدیم به علی اکبرهای وطن ...
دوباره راه قلم سمت ریسمان افتاد
خراش گوشه ی ابروی آسمان افتاد
گواه می دهم عطری عجیب می آید
ز مرزهای وطن بوی سیب می آید
خبر رسیده ز یوسف به مادران شکیب
نشانی از صد و هفتاد و پنج مرد غریب
خبر رسیده ز دستان بسته و پرپر
مسافران شلمچه ز آه و خون جگر
به پای غیرتتان واژه دست و پا گم کرد
غزل شکست دلش از جراحت این درد
حکایتی است غم دستهای بسته ی تان
غرور حیدری و قامت شکسته ی تان
اگر چه با پر و بال شکسته غواصید
فداییان حسین علی و عباسید
خوشا به حال شما عاشقان بی ساحل
که آمده است به دیدارتان ابوفاضل
گره زدم دل خود را به دست های شما
کبوتران غریب حریم کرب و بلا
دوباره راه قلم سمت ریسمان افتاد
خراش گوشه ی ابروی آسمان افتاد
گواه می دهم عطری عجیب می آید
ز مرزهای وطن بوی سیب می آید
خبر رسیده ز یوسف به مادران شکیب
نشانی از صد و هفتاد و پنج مرد غریب
خبر رسیده ز دستان بسته و پرپر
مسافران شلمچه ز آه و خون جگر
به پای غیرتتان واژه دست و پا گم کرد
غزل شکست دلش از جراحت این درد
حکایتی است غم دستهای بسته ی تان
غرور حیدری و قامت شکسته ی تان
اگر چه با پر و بال شکسته غواصید
فداییان حسین علی و عباسید
خوشا به حال شما عاشقان بی ساحل
که آمده است به دیدارتان ابوفاضل
گره زدم دل خود را به دست های شما
کبوتران غریب حریم کرب و بلا
- ۱۰۷
- ۲۷ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط