{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشعار شهادت امام حسن عسگری(ع)

اشعار شهادت امام حسن عسگری(ع)



برپاست به بزم پدرت شور و نوایی

من چشم به راه تو نشستم، تو کجایی؟



تو صاحب این روضه و مهمان تو هستم

آقا به پذیرایی مهمان نمی آیی؟



جانم به فدای غم تو، آجرک الله

بنداز به دوشم تو خودت شال عزایی



زهر ستم از پای درآورده پدر را

حالا پسر و روضه و تشییع جدایی



در ظاهر اگر کوچکی و کودک و کم سن

در واقع بزرگی و ابوالفضل نمایی



عالم همه قربان گل فاطمه مهدی...

....امشب تو خودت سینه زن و نوحه سرایی



من گریه کن روضه ی بابای غریبت

تو فکر من و کوله سنگین خطایی



نور دل زهرا به عزا خانه بابا

سر میزنی و میکنی ام کرب و بلایی
دیدگاه ها (۸)

برپاست به بزم پدرت شور و نواییمن چشم به راه تو نشستم، تو کجا...

#شهادت_امام_حسنخاکی تر ازحریم تو آقا ندیده امحتی پرنده پر نز...

#شهادت_امام_حسنخاکی تر ازحریم تو آقا ندیده امحتی پرنده پر نز...

#شهادت_امام_حسنخاکی تر ازحریم تو آقا ندیده امحتی پرنده پر نز...

عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو ...

عـصـر یک جـمـعـه ی دلـگـیـر، دلـم گـفـت بگـویـم بنویسم که چـ...

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان...

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان...

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان...

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط