#ترانه #شعر

#ترانه #شعر

گفتمش گفتمش گفتمش
گفتمش ای یـــار جانی
دلبر ابرو کمانی
می شود با من بمانی
پس بگو از خود نشانی

جون به لبم کرد نگفت
خون به دلم کرد نگفت
در به درم کرد نگفت
دست به سرم کرد نگفت

آخ آخ جگرم سوخت
تا فرق سرم سوخت
نگا بال و پرم سوخت
از بس که دلم سوخت

گفتم که حقیرم که صغیرم که فقیرم
گفتم که به دام سر زلف تو اسیرم
گفتم تو بگو ، لب تر بکن ، واست بمیرم

جون به لبم کرد نگفت
خون به دلم کرد نگفت
در به درم کرد نگفت
دست به سرم کرد نگفت

آخ آخ جگرم سوخت
تا فرق سرم سوخت
نگاه بال و پرم سوخت
از بس که دلم سوخت
دیدگاه ها (۱)

برده عمارت جئون

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

رمان آغوشی از جنس خطر پارت ششم ۶

پارت 35𐙚🦋 ویو ته 🦋𐙚این حس عجیب…فقط یک علاقه ساده نبود.هرچی ب...

### 👁️ پارت سوم: تالار سایه‌هاماشین رو خاموش کردم. سکوتِ سنگ...

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹⁰ویو کوکتهونگ بعد از چن...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty ویوی تهیونگ :از اینکه جون...

𐙚 پارت ¹ | ویو نامراروی نیمکت نشسته بودم. هوا خنک بود و باد ...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 12ویو نامجون:ات روبه‌روم نشسته بود و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط