به خدا سوگند که من نمی توانم بدون تو در این دنیا زندگی کن
به خدا سوگند که من نمی توانم بدون تو در این دنیا زندگی کنم
و وجود من نیز در این دنیا بدون تو هیچ ارزشی ندارد
و تا زمانیکه تو هجرت کرده ای من چگونه
چگونه می توانم این دوری تو را تحمل کنم و چگونه این گلها را بدون تو پرپر کنم
مگر این تو نبودی که با من پیمان بستی که در مهربانی با من سهیم باشی
و عشق من باقی بمانی و بهانه ای برای راه زندگی من باشی
ولیکن افسوس که جدایی برای تو آسان تر و دلپذیرتر بود
وجود من به این دوری قانع می باشد ای هستی من
این سهم من از روزگار و تقدیر من می باشد
تو همچون شمعی بودی که باعث طلوع عشق در زندگیم گشتی
ولیکن خاموش شدی و به دوردستها سفر کردی
و وجود من نیز در این دنیا بدون تو هیچ ارزشی ندارد
و تا زمانیکه تو هجرت کرده ای من چگونه
چگونه می توانم این دوری تو را تحمل کنم و چگونه این گلها را بدون تو پرپر کنم
مگر این تو نبودی که با من پیمان بستی که در مهربانی با من سهیم باشی
و عشق من باقی بمانی و بهانه ای برای راه زندگی من باشی
ولیکن افسوس که جدایی برای تو آسان تر و دلپذیرتر بود
وجود من به این دوری قانع می باشد ای هستی من
این سهم من از روزگار و تقدیر من می باشد
تو همچون شمعی بودی که باعث طلوع عشق در زندگیم گشتی
ولیکن خاموش شدی و به دوردستها سفر کردی
- ۴.۱k
- ۰۳ فروردین ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط