خب بله
نام: هارومی( فعلی)
سن:۱۲_۲۰ سن توی عکس(۱۴)
وزن: ۵۹
قد: ۱۶۴
فامیل: ناهاراکا(فعلی)
بستگان مادر وضعیت: مرده
پدر وضعیت: زنده برادر: زنده
دوست های صمیمی: رینا( زیر دست) مینا( آینده)
ناتسویا( کارفرما )
صلاح: تفنگ_ مهبت_ چاقو
رنگ پوست: گندمی روشن
ناخن: کوتاه
مو: از شانه _ کمر
رنگ مورد علاقه : آبی
رنگ چشمان: طلایی (فعلی)
رنگ مو: سیا_
حالت مو:) صاف(
لقب: ملکه مرگ (آینده بسیار دور)
علایق : انرژی زا_ استراحت طولانی_ دریا_همستر_ بوی قهوه_ چیزای آرامش بخش
تنفرات: سروصدا_ صدای جیغ( گوشش حساسه) هوای گرم_ پدرش_ هارو ( دشمن)
جاهای شلوغ
ترس ها: حشرات ( می تو) از دست دادن عزیزان
اخلاق: _ معمولا جدی_ ساکت_ زودرنج_ مسئولیت پذیر_ یکم مهربون
تایپ: infp
مکان: تولد( کیوتو) زندگی در کودکی( تهران ) زندگی در بزرگسالی( یوکوهاما )
شیپ: ریو
زندگی نامه:
توی ۱۳ سالگی مادرشو کشت چون حافظه دست کاری شده بود. پدرش با برادر بزرگترش مامانشو و خودشو ول کرده بودن. بعد کشتن مادرش. از خونه خارج میشه و دوباره میاد خونه و تا الان فکر میکرده مدرسه بوده
و با جسد مادرش روبرو میشه خواهر و برادر بزرگترش متوجه شدن ولی فکر میکردن کار پدر هارومی باشه. برای هارومی یه بلیط به یوکوهاما جور میکنن و هارومی به انگیزه انتقام وارد یه مافیا ی کوچیک میشه
سن:۱۲_۲۰ سن توی عکس(۱۴)
وزن: ۵۹
قد: ۱۶۴
فامیل: ناهاراکا(فعلی)
بستگان مادر وضعیت: مرده
پدر وضعیت: زنده برادر: زنده
دوست های صمیمی: رینا( زیر دست) مینا( آینده)
ناتسویا( کارفرما )
صلاح: تفنگ_ مهبت_ چاقو
رنگ پوست: گندمی روشن
ناخن: کوتاه
مو: از شانه _ کمر
رنگ مورد علاقه : آبی
رنگ چشمان: طلایی (فعلی)
رنگ مو: سیا_
حالت مو:) صاف(
لقب: ملکه مرگ (آینده بسیار دور)
علایق : انرژی زا_ استراحت طولانی_ دریا_همستر_ بوی قهوه_ چیزای آرامش بخش
تنفرات: سروصدا_ صدای جیغ( گوشش حساسه) هوای گرم_ پدرش_ هارو ( دشمن)
جاهای شلوغ
ترس ها: حشرات ( می تو) از دست دادن عزیزان
اخلاق: _ معمولا جدی_ ساکت_ زودرنج_ مسئولیت پذیر_ یکم مهربون
تایپ: infp
مکان: تولد( کیوتو) زندگی در کودکی( تهران ) زندگی در بزرگسالی( یوکوهاما )
شیپ: ریو
زندگی نامه:
توی ۱۳ سالگی مادرشو کشت چون حافظه دست کاری شده بود. پدرش با برادر بزرگترش مامانشو و خودشو ول کرده بودن. بعد کشتن مادرش. از خونه خارج میشه و دوباره میاد خونه و تا الان فکر میکرده مدرسه بوده
و با جسد مادرش روبرو میشه خواهر و برادر بزرگترش متوجه شدن ولی فکر میکردن کار پدر هارومی باشه. برای هارومی یه بلیط به یوکوهاما جور میکنن و هارومی به انگیزه انتقام وارد یه مافیا ی کوچیک میشه
- ۸.۰k
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط