𝒮𝘢𝘬𝘰𝘮𝘺 𝒦𝘰𝘳𝘶𝘴𝘢𝘸𝘢 ᘛ ساکومی کوروساوا
𝒮𝘢𝘬𝘰𝘮𝘺 𝒦𝘰𝘳𝘶𝘴𝘢𝘸𝘢 ᘛ ساکومی کوروساوا
ֺ ──────୨୧─────── ֺ
ناموسا امیدوارم یکی تا ته بخونتش
─ نام :: ساکومی
─ فامیل :: کوروساوا
─لقب [اسم کوچیک] :: ساکی
─سن :: ۱۶ سال
─تولد :: ۲۰ جولای __ ۲۹ تیر
─تایپ 𝘮𝘣𝘵𝘪 :: ℰ𝘯𝘵𝘱
─اصالت :: چینی/ژاپنی [مادرش چینیه و پدرش ژاپنی]
─بیماری : آندرومتریوز [اگه چندشتون میشه سرچش نکنین] _ بیماری قلبی
─شیپ: زنیتسو [ پودر شدن از خجالت..]
─دوستان :: آکیکو _ موهیچی _ مارین _ تانجیرو _ اینوسکه _ شیزوکو _ کائوری [اگه دوست دارید اسم اوسیتونو بگید بزارم تو دوستاش]
─شیپ فرند :: شیکوموری _ هیچیرو
─پیشه :: شیطان کش [تقلبی] _ عکاس
─تنفس :: شعله
─رتبه :: کانوعه [تقلبی]
─وضعیت :: هنوز تنفس شعله رو کامل بلد نیست _ توی دوره ی آموزشیه
─استاد :: کیوجیرو رنگوکو
─علایق :: کرم ریختن سر زنیتسو- _ عکاسی _ بازی کردن با بچه ها _ تر زدن تو یه چیزی _ نخوابیدن _ اهم- مشرو-
─تنفرات :: چیز های ترش _ سانمی _ سکوت _ صبر کردن _ تمیز کاری _ شونه کردن موهاش
─ترس :: آتش _ هاشیرا ها [اکثرشون] _ ابویاشیکی
─یه سر گذشت کوچیک :: ساکی از بچگی تو خانواده ای پولدار و معروف توی شهرشون بزرگ شد. مادرش یک آشپز خوب توی یکی از رستوران های شهر بود و پدرش توی فروش خونه و زمین کار میکرد. و این حجم از زندگی با شکوه ساکی رو لوس و طمع کار بار آورد. شبی یک شیطان وارد شهر شد و تصمیم گرفت بعد از سوزوندن زنده زنده ی کل خانواده بخورتشون. ساکی میتونه سوگو رو نجات بده ولی بقیه ی خانوادش با ریختن آوار روی سرشون میمیرن. خانواده ی ساکی و تانجیرو باهم تقریبا دوست بودن و ساکی رو به اونجا میفرستن و مدتی اونجا زندگی میکنه. بعد از مرگ خانواده ی تانجیرو ساکی هم تصمیم میگیره مثل تانجیرو شروع به تمرین برای شیطان کش شدن بکنه و اون ضعیف بود. اون یک سال با رنگوکو درس خوند ولی آخر سر با وجود دانش نصفه نیمش از سبک تنفسی و با بلد بودن چندین حرکت بی معنی به آزمون ورودی و این عجیبه که زنده میمونه. اون از اسمش متنفر بود پس با اسم "ساکی" خودشو به همه معرفی کرد. و بعد یک مدت کوتاه شیطان کش بودن اونو به عمارت ابویاشیکی میبرن و تا یه مدت اخراجش میکنن به جرم تقلب توی سپاه. حدودا چندین هفته. بعدش که ساکی دوباره اجازه ی ورود به سپاه رو داشت شروع میکنه به تمرین کردن دوباره با رنگوکو و کامل روی سبک تنفسی مسلط میشه.
●فان فکت●
─ساکی معمولا بی اعصابه برای همین بیشتر کسایی که باهاش گشتن حد اقلا پنج تا فحش و لگد خوردن
─ساکی برای این تنفس شعله رو انتخاب کرد چون فکر کرد با این کار میتونه به ترسش از آتش غلبه کنه ولی در واقع هربار فرم تنفسی میزنه میترسه
─ساکی توی چندین آرک اول ضعیف بود ولی بعد رفتن به عمارت ابویاشیکی و لو رفتن دوباره یادگیری رو شروع میکنه و ماهر میشه
─ساکی همیشه هروقت حوصلش سر میره زنیتسو رو اذیت میکنه ولی در کل باهاش خوبه-
ֺ ──────୨୧─────── ֺ
نامنام بیوگرافی😺💞
●مشخصات آرت●
تایم :: ۱۰ ساعت و نیم
چمیدونم به این چی میگن: بدون بیس و قالب [پاره شدمممم😭😭]
اوسی :: ساکومی کوروساوا
مایل به اد استوری و لایک و کامنت و هر کوفتی تا خوشحال شم خاله؟😭🌷
ֺ ──────୨୧─────── ֺ
ناموسا امیدوارم یکی تا ته بخونتش
─ نام :: ساکومی
─ فامیل :: کوروساوا
─لقب [اسم کوچیک] :: ساکی
─سن :: ۱۶ سال
─تولد :: ۲۰ جولای __ ۲۹ تیر
─تایپ 𝘮𝘣𝘵𝘪 :: ℰ𝘯𝘵𝘱
─اصالت :: چینی/ژاپنی [مادرش چینیه و پدرش ژاپنی]
─بیماری : آندرومتریوز [اگه چندشتون میشه سرچش نکنین] _ بیماری قلبی
─شیپ: زنیتسو [ پودر شدن از خجالت..]
─دوستان :: آکیکو _ موهیچی _ مارین _ تانجیرو _ اینوسکه _ شیزوکو _ کائوری [اگه دوست دارید اسم اوسیتونو بگید بزارم تو دوستاش]
─شیپ فرند :: شیکوموری _ هیچیرو
─پیشه :: شیطان کش [تقلبی] _ عکاس
─تنفس :: شعله
─رتبه :: کانوعه [تقلبی]
─وضعیت :: هنوز تنفس شعله رو کامل بلد نیست _ توی دوره ی آموزشیه
─استاد :: کیوجیرو رنگوکو
─علایق :: کرم ریختن سر زنیتسو- _ عکاسی _ بازی کردن با بچه ها _ تر زدن تو یه چیزی _ نخوابیدن _ اهم- مشرو-
─تنفرات :: چیز های ترش _ سانمی _ سکوت _ صبر کردن _ تمیز کاری _ شونه کردن موهاش
─ترس :: آتش _ هاشیرا ها [اکثرشون] _ ابویاشیکی
─یه سر گذشت کوچیک :: ساکی از بچگی تو خانواده ای پولدار و معروف توی شهرشون بزرگ شد. مادرش یک آشپز خوب توی یکی از رستوران های شهر بود و پدرش توی فروش خونه و زمین کار میکرد. و این حجم از زندگی با شکوه ساکی رو لوس و طمع کار بار آورد. شبی یک شیطان وارد شهر شد و تصمیم گرفت بعد از سوزوندن زنده زنده ی کل خانواده بخورتشون. ساکی میتونه سوگو رو نجات بده ولی بقیه ی خانوادش با ریختن آوار روی سرشون میمیرن. خانواده ی ساکی و تانجیرو باهم تقریبا دوست بودن و ساکی رو به اونجا میفرستن و مدتی اونجا زندگی میکنه. بعد از مرگ خانواده ی تانجیرو ساکی هم تصمیم میگیره مثل تانجیرو شروع به تمرین برای شیطان کش شدن بکنه و اون ضعیف بود. اون یک سال با رنگوکو درس خوند ولی آخر سر با وجود دانش نصفه نیمش از سبک تنفسی و با بلد بودن چندین حرکت بی معنی به آزمون ورودی و این عجیبه که زنده میمونه. اون از اسمش متنفر بود پس با اسم "ساکی" خودشو به همه معرفی کرد. و بعد یک مدت کوتاه شیطان کش بودن اونو به عمارت ابویاشیکی میبرن و تا یه مدت اخراجش میکنن به جرم تقلب توی سپاه. حدودا چندین هفته. بعدش که ساکی دوباره اجازه ی ورود به سپاه رو داشت شروع میکنه به تمرین کردن دوباره با رنگوکو و کامل روی سبک تنفسی مسلط میشه.
●فان فکت●
─ساکی معمولا بی اعصابه برای همین بیشتر کسایی که باهاش گشتن حد اقلا پنج تا فحش و لگد خوردن
─ساکی برای این تنفس شعله رو انتخاب کرد چون فکر کرد با این کار میتونه به ترسش از آتش غلبه کنه ولی در واقع هربار فرم تنفسی میزنه میترسه
─ساکی توی چندین آرک اول ضعیف بود ولی بعد رفتن به عمارت ابویاشیکی و لو رفتن دوباره یادگیری رو شروع میکنه و ماهر میشه
─ساکی همیشه هروقت حوصلش سر میره زنیتسو رو اذیت میکنه ولی در کل باهاش خوبه-
ֺ ──────୨୧─────── ֺ
نامنام بیوگرافی😺💞
●مشخصات آرت●
تایم :: ۱۰ ساعت و نیم
چمیدونم به این چی میگن: بدون بیس و قالب [پاره شدمممم😭😭]
اوسی :: ساکومی کوروساوا
مایل به اد استوری و لایک و کامنت و هر کوفتی تا خوشحال شم خاله؟😭🌷
- ۷۴۸
- ۲۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط