📖 معرفی رمان: قصر سایهها
📖 معرفی رمان: قصر سایهها
ژانر: درام تاریک، عاشقانهی اجباری، مافیا
نویسنده: [Lira]
تعداد پارت ها : 100
👤 شین روآن
ظاهر:
دختری ۱۹ ساله با موهای بلند و ابریشمیِ مشکی که یه رگهی کمرنگ نقرهای لای تارهای تیرهش میدرخشه. چشمهایی قهوهایِ تیره و معصوم که همیشه یه غم پنهون و ترس عمیق توشون لونه کرده. چهرهای لطیف و بدون آرایش، با گونههای صورتی که هر وقت خجالت میکشه، قرمز میشن. هیکلی ظریف و شکننده داره، مثل گل وحشیای که تو دل یه شهر شلوغ گم شده.
شخصیت:
ترسو، مظلوم و فداکار. به خاطر خانوادهش حاضره خودش رو فدا کنه. ساکته، ولی تو دلش یه لجبازی و غرور پنهون داره. زود گریهش میگیره، ولی سعی میکنه جلوی تهیونگ خودش رو قوی نشون بده. معصومه، ولی نه احمق. خوب میفهمه دور و برش چه خبره، فقط کاری نمیتونه بکنه.
نقش:
دخترخالهی عروس فراری که به زور جای عروس رو میگیره و میشه «عروس اجباری» کیم تهیونگ.
👑 کیم تهیونگ
ظاهر:
مردی ۳۴ ساله، قدبلند و عضلانی، با تتوهایی که مثل رگههای تاریک روی بدنش کشیده شدن. چشمهای سیاه و سرد، و چهرهای که هیچوقت لبخند واقعی به خودش ندیده. کت و شلوار مشکی، کراواتی که همیشه یهکم شل بسته میشه، و نگاهی که مثل چاقو میبره.
شخصیت:
رئیس مافیا. بیرحم، سرد، مغرور و کنترلگر. از دیدن ترس و درد دیگران لذت میبره. کسی که اسمش برای خیلیها مرگه. تو دنیای تاریکش، هیچکس جرات نداره بهش «نه» بگه. ولی یه چیز تو وجودش هست که حتی خودش هم ازش فراریه: یه کنجکاوی عجیب نسبت به این دختر ۱۹ سالهی مظلوم.
نقش:
پادشاه مافیا که روآن رو به عنوان عروس اجباری میپذیره، ولی به جای محبت، ازش به عنوان خدمتکار و برده استفاده میکنه.
🖤 خلاصهی داستان:
روزی که قرار بود عروسی کیم تهیونگ برگزار بشه، عروس واقعی فرار میکنه خانوادهی روآن برای حفظ آبرو و قرارداد خونین، روآن ۱۹ ساله رو مجبور میکنن جای عروس رو بگیره. تهیونگ که از این تعویض خوشش نمیاد، تصمیم میگیره زندگی رو برای روآن به جهنم تبدیل کنه. هر روز کارهای عمارت، هر شب اتاق تهیونگ.
روآن تو این قصر تاریک، اسیر دست مردی میشه که از ترس و اشکهاش لذت میبره. ولی سوال اینه: روآن چقدر میتونه تحمل کنه؟ و آیا تهیونگ روزی از این بازی سرد خسته میشه؟
🖤اسلاید دوم خونه تهیونگ
🖤اسلاید سوم چهره روآن
ژانر: درام تاریک، عاشقانهی اجباری، مافیا
نویسنده: [Lira]
تعداد پارت ها : 100
👤 شین روآن
ظاهر:
دختری ۱۹ ساله با موهای بلند و ابریشمیِ مشکی که یه رگهی کمرنگ نقرهای لای تارهای تیرهش میدرخشه. چشمهایی قهوهایِ تیره و معصوم که همیشه یه غم پنهون و ترس عمیق توشون لونه کرده. چهرهای لطیف و بدون آرایش، با گونههای صورتی که هر وقت خجالت میکشه، قرمز میشن. هیکلی ظریف و شکننده داره، مثل گل وحشیای که تو دل یه شهر شلوغ گم شده.
شخصیت:
ترسو، مظلوم و فداکار. به خاطر خانوادهش حاضره خودش رو فدا کنه. ساکته، ولی تو دلش یه لجبازی و غرور پنهون داره. زود گریهش میگیره، ولی سعی میکنه جلوی تهیونگ خودش رو قوی نشون بده. معصومه، ولی نه احمق. خوب میفهمه دور و برش چه خبره، فقط کاری نمیتونه بکنه.
نقش:
دخترخالهی عروس فراری که به زور جای عروس رو میگیره و میشه «عروس اجباری» کیم تهیونگ.
👑 کیم تهیونگ
ظاهر:
مردی ۳۴ ساله، قدبلند و عضلانی، با تتوهایی که مثل رگههای تاریک روی بدنش کشیده شدن. چشمهای سیاه و سرد، و چهرهای که هیچوقت لبخند واقعی به خودش ندیده. کت و شلوار مشکی، کراواتی که همیشه یهکم شل بسته میشه، و نگاهی که مثل چاقو میبره.
شخصیت:
رئیس مافیا. بیرحم، سرد، مغرور و کنترلگر. از دیدن ترس و درد دیگران لذت میبره. کسی که اسمش برای خیلیها مرگه. تو دنیای تاریکش، هیچکس جرات نداره بهش «نه» بگه. ولی یه چیز تو وجودش هست که حتی خودش هم ازش فراریه: یه کنجکاوی عجیب نسبت به این دختر ۱۹ سالهی مظلوم.
نقش:
پادشاه مافیا که روآن رو به عنوان عروس اجباری میپذیره، ولی به جای محبت، ازش به عنوان خدمتکار و برده استفاده میکنه.
🖤 خلاصهی داستان:
روزی که قرار بود عروسی کیم تهیونگ برگزار بشه، عروس واقعی فرار میکنه خانوادهی روآن برای حفظ آبرو و قرارداد خونین، روآن ۱۹ ساله رو مجبور میکنن جای عروس رو بگیره. تهیونگ که از این تعویض خوشش نمیاد، تصمیم میگیره زندگی رو برای روآن به جهنم تبدیل کنه. هر روز کارهای عمارت، هر شب اتاق تهیونگ.
روآن تو این قصر تاریک، اسیر دست مردی میشه که از ترس و اشکهاش لذت میبره. ولی سوال اینه: روآن چقدر میتونه تحمل کنه؟ و آیا تهیونگ روزی از این بازی سرد خسته میشه؟
🖤اسلاید دوم خونه تهیونگ
🖤اسلاید سوم چهره روآن
- ۱.۸k
- ۰۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط