"تجزیه و تحلیل گذشته شخصیت ها"
"تجزیه و تحلیل گذشته شخصیت ها"
پارت سه
شخصیت: موری اوگای
ولی موری هیچوقت ی شرور نبود.
خیلیها موری رو فقط یه آدم بیرحم میبینن. کسی که رئیس قبلی مافیا رو کشت، دازای رو وارد پورت مافیا کرد و از آدمها مثل مهره استفاده میکرد.
ولی... موری از اول اینطوری بود؟
موری قبل از پورت مافیا یه پزشک نظامی بود. کسی که سالها با جنگ، مرگ و آدمهایی سر و کار داشت که برای زنده موندن مجبور بودن احساساتشون رو کنار بذارن.
اما وقتی وارد مافیا شد، خودش هم تبدیل به یه مهره شد. مهرهای برای رئیس قبلی مافیا... رئیسی که خودش بیمار بود و آدمها رو فقط وسیلهای برای رسیدن به هدفش میدید.
موری سالها این دنیا رو از نزدیک دید. یاد گرفت چطور آدمها رو کنترل کنه، چطور احساسات رو پنهان کنه و چطور همیشه چند قدم جلوتر از بقیه باشه.
تا اینکه خودش رئیس قبلی رو کشت و جای اون رو گرفت.
خیلیها میگن موری هیولا بود... ولی شاید موری فقط محصول همون سیستمی بود که خودش بعدها ادارهش کرد.
اون دازای رو هم به همون شکلی تربیت کرد که خودش یاد گرفته بود: آدمها مهرهان. احساسات ضعفن. و برای رسیدن به هدف، باید قربانی بدی.
شاید به همین دلیله که موری رو نمیشه فقط «شرور» دونست.
اون نه از اول هیولا بود، نه گذشتهش قابل تغییر بود.
اون فقط یه پزشک بود... که وارد دنیایی شد که انسانیت توش ضعف محسوب میشد.
و شاید ترسناکترین چیز دربارهی موری همین باشه: اینکه هیولا به دنیا نیومد... فقط یاد گرفت چطور مثل یه هیولا زندگی کنه.
پارت سه
شخصیت: موری اوگای
ولی موری هیچوقت ی شرور نبود.
خیلیها موری رو فقط یه آدم بیرحم میبینن. کسی که رئیس قبلی مافیا رو کشت، دازای رو وارد پورت مافیا کرد و از آدمها مثل مهره استفاده میکرد.
ولی... موری از اول اینطوری بود؟
موری قبل از پورت مافیا یه پزشک نظامی بود. کسی که سالها با جنگ، مرگ و آدمهایی سر و کار داشت که برای زنده موندن مجبور بودن احساساتشون رو کنار بذارن.
اما وقتی وارد مافیا شد، خودش هم تبدیل به یه مهره شد. مهرهای برای رئیس قبلی مافیا... رئیسی که خودش بیمار بود و آدمها رو فقط وسیلهای برای رسیدن به هدفش میدید.
موری سالها این دنیا رو از نزدیک دید. یاد گرفت چطور آدمها رو کنترل کنه، چطور احساسات رو پنهان کنه و چطور همیشه چند قدم جلوتر از بقیه باشه.
تا اینکه خودش رئیس قبلی رو کشت و جای اون رو گرفت.
خیلیها میگن موری هیولا بود... ولی شاید موری فقط محصول همون سیستمی بود که خودش بعدها ادارهش کرد.
اون دازای رو هم به همون شکلی تربیت کرد که خودش یاد گرفته بود: آدمها مهرهان. احساسات ضعفن. و برای رسیدن به هدف، باید قربانی بدی.
شاید به همین دلیله که موری رو نمیشه فقط «شرور» دونست.
اون نه از اول هیولا بود، نه گذشتهش قابل تغییر بود.
اون فقط یه پزشک بود... که وارد دنیایی شد که انسانیت توش ضعف محسوب میشد.
و شاید ترسناکترین چیز دربارهی موری همین باشه: اینکه هیولا به دنیا نیومد... فقط یاد گرفت چطور مثل یه هیولا زندگی کنه.
- ۷۸۳
- ۲۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط