بوی عطری می رسد از دور، میگویم تویی
بوی عطری می رسد از دور، میگویم تویی
قاصدک می رقصد و پرشور، می گویم تویی
یک نسیمی می وزد بر گونه های خیس من
می رود پس پرده های تور،میگویم تـویـی
بغض های کهنه را سرمی کشم من بیت بیت
بوسه ها می گیرم از انگور، میگویـم تـویی
بـاد می افتد بـه گنـدم زار می لــرزد دلــم
چون پریشان گیسوان ، می گـویـم تـویـی
نیمه شب ها می کنم آغوش روی مــاه بـاز
می شود سر تا به پایش نور،می گویم تویی
شعر می خوانـم بـرای بـاغ سـبـز خـانـه ام
شاخه شاخه می شود مسرور،میگویم تویی
این غزل می ماند و شب های مهتابی و من
شور می ریزم در ایـن سنتور ، می گویم...
قاصدک می رقصد و پرشور، می گویم تویی
یک نسیمی می وزد بر گونه های خیس من
می رود پس پرده های تور،میگویم تـویـی
بغض های کهنه را سرمی کشم من بیت بیت
بوسه ها می گیرم از انگور، میگویـم تـویی
بـاد می افتد بـه گنـدم زار می لــرزد دلــم
چون پریشان گیسوان ، می گـویـم تـویـی
نیمه شب ها می کنم آغوش روی مــاه بـاز
می شود سر تا به پایش نور،می گویم تویی
شعر می خوانـم بـرای بـاغ سـبـز خـانـه ام
شاخه شاخه می شود مسرور،میگویم تویی
این غزل می ماند و شب های مهتابی و من
شور می ریزم در ایـن سنتور ، می گویم...
- ۱.۷k
- ۲۳ اسفند ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۷۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط