{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌷 🌷 :

🌷 🌷 :
‌دلم با تو بودن می خواهد
بگو با بهار باز می گردی
بگو دست مرا در باد می گیری
و بوی عشق می پیچد

بگو با هم ترانه سر می دهیم
و جوانه می زنیم
شکوفه می دهیم
سبز می شویم

بگذار بهارنارنج را من از کنج لبانت برچینم
بگذار هرم نفسهایت ذوب کند تردید را
ترس هایم یخ بسته اند
بتکان غبار اندوه را از دل و جان

ایوان را سراسر شمعدانی کاشته ام
بیا
بیا و ببر مرا به سیاره خویش
آنجا که زمستان ندارد
که می گوید با یک گل بهار نمی شود؟

می خواهم گل همیشه بهارت باشم
آه... چرا فصل ما از راه نمی رسد؟

 
❣
دیدگاه ها (۱)

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

دلم با تو بودن می خواهدبگو با بهار باز می گردیبگو دست مرا در...

اندوهت...!! 👌🌹

🌷 🌷 🌷 🌷 🌷 🌷 🌷 نمی دانم تو را امشب بِه دِل مهمان کنم یا نه؟هم...

اخرین بهار قرن بدجور پر التهاب است؛ترس نبودن ،نداشتن مثل خور...

محمد معتمدی _ کویر

دانلود آهنگ محمد معتمدی بنام کویر 😔 ای چشمان مست تو مینای شر...

‍ به چشمان تو می نگرم،و سرسبزی دشت ها را به فراموشی می سپارم...

🌸❤ای آشنای منبرخیز و با بهار سفر کرده بازگردتا پر کنیم جام ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط