دلم با تو بودن می خواهد

دلم با تو بودن می خواهد
بگو با بهار باز می گردی
بگو دست مرا در باد می گیری
و بوی عشق می پیچد
بگو با هم ترانه سر می دهیم
و جوانه می زنیم
شکوفه می دهیم
سبز می شویم
بگذار بهارنارنج را من از کنج لبانت برچینم
بگذار هرم نفسهایت ذوب کند تردید را
ترس هایم یخ بسته اند
بتکان غبار اندوه را از دل و جان
ایوان را سراسر شمعدانی کاشته ام
بیا
بیا و ببر مرا به سیاره خویش
آنجا که زمستان ندارد
که می گوید با یک گل بهار نمی شود ؟
می خواهم گل همیشه بهارت باشم
بیا بهار ما فرا رسیده ...
دیدگاه ها (۳۵)

🌷 🌷 :‌دلم با تو بودن می خواهدبگو با بهار باز می گردیبگو دست...

اندوهت...!! 👌🌹

اخرین بهار قرن بدجور پر التهاب است؛ترس نبودن ،نداشتن مثل خور...

تو را به آبادی چشم هات نخندخنده هایت مرض داردآدم را بیمار می...

🌸❤ای آشنای منبرخیز و با بهار سفر کرده بازگردتا پر کنیم جام ت...

صدا کن مرا...

صدا کن مرا صدای تو خوب است صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی اس...

نمونه ای از شعر سهراب سپهری از مجموعه "حجم سبز" به باغ هم‌سف...

صدا کن مرا.صدای تو خوب است.صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی استک...

صدا کن مرا.صدای تو خوب است.صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی استک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط