دختر : عشقم ؟؟

دختر : عشقم ؟؟
پسر : جونم...
دختر : خستم :(
پسر : خب !
دختر : بیام ؟؟
پسر : کجا؟
دختر : هیچی اصلا...
پسر : باشه!
دختر : خب آخه خستـــــــــ ـــــــــــــــــم..
پسر : برو استراحت کن گلم..من چیکار کنم آخه ؟
دختر : بیام پیش تو ؟ کنارت دراز بکشم ؟
پسر : نه...
دختر : لطفا...
پسر : گفتم نه ، باز عصبیم نکن..عه!!
دختر : خیلی سنگدلی...اصلا قهرم...
پسر : قربون قهرت برم نبینم اشکاتو...من غلط کردم...
دختر : دیگه نمی خوام دوستت داشته باشم...تو بدی...
پسر : میدونم..
دختر : ـــــــــــــــــ(بغض)
پسر : از همون روز اول دارم بهت میگم دیگه نباید دوسم داشته باشی تو سرت نمیره
دختر : از اون روز بیشتر عاشقت شدم..
پسر : می خوای تا آخر عمر تنها زندگی کنی؟
دختر : پس تو چی هستی؟ کشکی؟
پسر : من خودم انتخاب کردم ک از دور نگات کنم!پیشت باشم ولی حسم نکنی !من خودم انتخاب کردم ک بخاطر تو دیگ تو این دنیا نباشم ...
دختر : میدونم بذار بیام پیشت دو تایی آروم توی خاک باشیم
♡ای کاش قدر همو قبل از این ک از دست بدیم میدونستیم...
دیدگاه ها (۵)

پارت ۴۶

رمان عشق ممنوع

Love you پارت نهم«هرموقع کنار علامت اسمشون نقط گزاشتم یعنی ...

+نه بابا اخه ببی ( بوق بوق گوشی رو قطع کرد) دید ات وای چکار...

P9 .MY GOOD MISTAKE.

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۲ولی دقیقا برع...

انتقام یا عشق

وقتی که ازشون میخوایم بند کفشمونو ببندن

سلاممممم

پارت ۲بچه ها ببخشید تو پست قبلی یادم رفت بگم که فکر کنم خودت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط