سلاممممم
خب… فکر کنم دوباره وقتشه که فعلاً از ویسگون خداحافظی کنم. 🤍
راستش رفتن از اینجا برای من اصلاً آسون نیست. من واقعاً از بودن کنار شما، نوشتن سناریوها، خوندن نوشتههاتون و آشنا شدن با آدمهای مختلف لذت بردم. خیلی از شما برای من فقط یک فالوور نبودید؛ دوستهایی بودید که بخشی از روزها و خاطرات من رو ساختید. 🌌
اما مدتیه احساس میکنم باید مسیرم رو عوض کنم و بیشتر برای چیزهایی که واقعاً میخوام در آینده بهشون برسم وقت بذارم.
میخوام بیشتر درس بخونم، کتاب بخونم، هنر یاد بگیرم، بنویسم، زبانم رو قوی کنم و بیشتر از قبل با قرآن و باورهام انس بگیرم. میخوام وقتی چند سال دیگه به امروز نگاه میکنم، ببینم وقتم رو صرف ساختن خودم کردم.
از تکتک شما بابت همراهیتون ممنونم؛ مخصوصاً کسانی که از روزهای اول کنارم بودن، نوشتههام رو خوندن، نظر دادن و باعث شدن اینجا برام تبدیل به یک خاطره قشنگ بشه. 🤍
مخصوصا از دوستانم آجی چویا ، مایکی (البته تاج سرش😂💔🤓)،میتی و همینطور ریندو
شاید گاهی برگردم، نوشتههای دوستام رو بخونم و ببینم چه خبر شده؛ و شاید یک روز دوباره برگردم، اما این بار با چیزهایی که خودم ساختهام.
شاید اون روز یک آرتیست شده باشم. شاید یک نویسنده باشم که اولین کتابش رو منتشر کرده. شاید زبان انگلیسی رو خوب بلد باشم. شاید حافظ قرآن شده باشم. شاید دانشآموز و آدمی شده باشم که همیشه آرزو داشتم باشم.
نمیدونم اون روز دقیقاً چه شکلیه؛ ولی میخوام برای رسیدن بهش تلاش کنم.
پس فعلاً… خداحافظ. 🌌🤍 ممنون که بخشی از این مسیر بودید. دلم برای تک تک شما ها تنگ میشه
شاید یک روز دوباره همدیگه رو ببینیم. 🎀
پس تا اون روز....
جانه ♡...
راستش رفتن از اینجا برای من اصلاً آسون نیست. من واقعاً از بودن کنار شما، نوشتن سناریوها، خوندن نوشتههاتون و آشنا شدن با آدمهای مختلف لذت بردم. خیلی از شما برای من فقط یک فالوور نبودید؛ دوستهایی بودید که بخشی از روزها و خاطرات من رو ساختید. 🌌
اما مدتیه احساس میکنم باید مسیرم رو عوض کنم و بیشتر برای چیزهایی که واقعاً میخوام در آینده بهشون برسم وقت بذارم.
میخوام بیشتر درس بخونم، کتاب بخونم، هنر یاد بگیرم، بنویسم، زبانم رو قوی کنم و بیشتر از قبل با قرآن و باورهام انس بگیرم. میخوام وقتی چند سال دیگه به امروز نگاه میکنم، ببینم وقتم رو صرف ساختن خودم کردم.
از تکتک شما بابت همراهیتون ممنونم؛ مخصوصاً کسانی که از روزهای اول کنارم بودن، نوشتههام رو خوندن، نظر دادن و باعث شدن اینجا برام تبدیل به یک خاطره قشنگ بشه. 🤍
مخصوصا از دوستانم آجی چویا ، مایکی (البته تاج سرش😂💔🤓)،میتی و همینطور ریندو
شاید گاهی برگردم، نوشتههای دوستام رو بخونم و ببینم چه خبر شده؛ و شاید یک روز دوباره برگردم، اما این بار با چیزهایی که خودم ساختهام.
شاید اون روز یک آرتیست شده باشم. شاید یک نویسنده باشم که اولین کتابش رو منتشر کرده. شاید زبان انگلیسی رو خوب بلد باشم. شاید حافظ قرآن شده باشم. شاید دانشآموز و آدمی شده باشم که همیشه آرزو داشتم باشم.
نمیدونم اون روز دقیقاً چه شکلیه؛ ولی میخوام برای رسیدن بهش تلاش کنم.
پس فعلاً… خداحافظ. 🌌🤍 ممنون که بخشی از این مسیر بودید. دلم برای تک تک شما ها تنگ میشه
شاید یک روز دوباره همدیگه رو ببینیم. 🎀
پس تا اون روز....
جانه ♡...
- ۱۷.۹k
- ۲۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط