ای خواب به جان تو زحمت ببری امشب

ای خواب به جان تو زحمت ببری امشب
وز بهر خدا زین جا اندرگذری امشب

هر جا که بپری تو ویران شود آن مجلس
ای خواب در این مجلس تا درنپری امشب

امشب به جمال او پرورده شود دیده
ای چشم ز بی‌خوابی تا غم نخوری امشب

و اللیل اذا یغشی ای خواب برو حاشا
تا از دل بیداران صد تحفه بری امشب

گر خلق همه خفتند ای دل تو بحمدالله
گر دوش نمی‌خفتی امشب بتری امشب

با ماه که همخویم تا روز سخن گویم
کای مونس مشتاقان صاحب نظری امشب

شد ماه گواه من استاره سپاه من
وز ناوک استاره‌ای مه سپری امشب


مولوی
دیدگاه ها (۳)

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

علی مدد

عاشقانه های پاکواللیل اذا یغشی ای خواب برو حاشاتا از دل بیدا...

همه خفتند و من دلشده را خواب نبردهمه شب دیده من بر فلک استار...

به من گفتی که دل دریا کن ای دوستهمه دریا از آن ما کن ای دوست...

ماه را امشب کجای سینه أت جا داده ای؟تو کدامین سیب هستی،از کد...

ای عشق تو موزونتری یا باغ و سیبستان توچرخی بزن ای ماه تو جان...

همه خفتند و من دلشده را خواب نبردهمه شب دیده من بر فلک استار...

بـــی همگــــان بســـــر شـــــود  بی تـو  بســـــر  نمـــی ...

گر تو همراهم شوی، ماه را شمع ای کنم ... باد را پروانه ای .....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط