{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ديشب با خدا دعوايم شد،باهم قهر كرديم...

ديشب با خدا دعوايم شد،باهم قهر كرديم...

فكر كردم ديگر مرا دوست ندارد....

رفتم گوشه اي نشستم و چند قطره اشك ريختم ,

و خوابم برد...

صبح كه بيدار شدم مادرم گفت:

نميداني از ديشب ,

تا صبح چه باراني مي امد...
دیدگاه ها (۱۷)

نویسنده ها دیگه خیلی اغراق میکنن..... وگرنه تا حالا کیه که ع...

خــــــدایـــــا . . . . . . آغوشت را امشب به من می دهی ؟ ...

کاش میفهمیدی... ؛ قهر می کنم تا دستانم را محکم تر بگیری... ...

این روزها دلم بچگی میخواهد؛ خسته ام... فقط یک قلم لطفا؛ م...

هوس🍻پارت ۲+کوک رفت تو اتاق منم نشستم رو مبل تو فکر بودم که د...

عشق مشکی من⃢☻🥮Part: #پارت_اولویو آیو:صبح زود ساعت ۷ از خواب ...

عشق در تاریکی پارت: ۹بعد ار اینکه فکر هامو کردم خوابیدم ویو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط