روز ها رفت و من آواره و بیمار توام
روز ها رفت و من آواره و بیمار توام
همه شب در قفس عشق ، گرفتار توام
تو نظر بر من بیچاره نیندازی ، لیک
من همانم که اسیر مه رخسار توام
خواب در چشم من افسوس نیابد راهی
تا سحردست به سجاده و بیدار توام
خسته از فرقتم ای دوست نظر کن مارا
بنگر تا که ببینی که سزاوار توام
من چو پژمرده شدم از غم هجران تو بود
که در این وادیه من چشم به دیدار توام
شمس را در سفر عشق خطر ها پیش است
لیک با سختی این راه ، خریدار توام
همه شب در قفس عشق ، گرفتار توام
تو نظر بر من بیچاره نیندازی ، لیک
من همانم که اسیر مه رخسار توام
خواب در چشم من افسوس نیابد راهی
تا سحردست به سجاده و بیدار توام
خسته از فرقتم ای دوست نظر کن مارا
بنگر تا که ببینی که سزاوار توام
من چو پژمرده شدم از غم هجران تو بود
که در این وادیه من چشم به دیدار توام
شمس را در سفر عشق خطر ها پیش است
لیک با سختی این راه ، خریدار توام
- ۱.۶k
- ۰۵ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط