¤ win ¤

¤ win ¤
part 2

& منظورت چیه؟
_ حالا میبینی

ویو ا/ت
از حرف مرده خیلی بدم اومد و بهم برخورد برای همین به لیا گفتم حتما باید روشو کم کنیم

ویو جونگ کوک
امروز با تهیونگ اومده بودیم پیست موتور سواری برای شرط بندی. وقتی شروع به شرط بندی کردیم کلا دوتا دختر بودن و دوتا پسر. من و تهیونگ هم چون میدونستیم اینجا تاحالا هیچ دختری برنده نشده روی دوتا پسر شرط بندی کردیم.

ویو نویسنده
مسابقه شروع شد و لیا و ا/ت با حرفه ای ترین حالت ممکن رانندگی میکردن و از دوتا پسر جلو زدن و بعد از ۴ دور برنده شدن

ویو جونگ کوک
اه لعنت بهش. چجوری اون دوتا برنده شدن. اصلا امکان نداره. خیلی زورم گرفته بود و عصبانی بودم. تهیونگ هم همینطور.
اومدیم سمت پیست و جلوی دوتا دختر وایسادیم.

ویو ا/ت
طبق انتظارم برنده شدیم و خیلی خوشحال بودیم و حرکت دست معروفمون رو رفتیم. یهو دیدیم دوتا پسر دارن نزدیکمون میشن. دروغ نگم خیلی خوشگل بودم ( بعله بعله صدرصد ).........

اینم از پارت دو امیدوارم خوشتون بیاد
قلب بهتون💜
دیدگاه ها (۰)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

تکپارتی جونگ کوک

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد نور آفتاب از ...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

پارت ۴ (سرنوشت)

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط