پرسیده بودند این مطالبی که درباره تواصی به حق میگویید با
پرسیده بودند این مطالبی که درباره تواصی به حق میگویید با آيه «عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لاَ يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ» ، چگونه جمع ميشود؟ باید بدانیم که امر به معروف و نهیاز منکر جزو «عليکم» است؛ وقتي شما به ديگري ميگوييد اين کار را نکن، به وظيفه خودتان را عمل کردهايد. لاَ يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ؛ يعني نگران این نباش که آنها به سخن تو گوش نميدهند، تو به وظيفه خودت عمل کن.
داستان اصحاب سبت چند بار در قرآن آمده است. عدهاي از بنياسرائيل کارشان ماهيگيري بود. اما طبق شریعت حضرت موسی، روز شنبه صيد ماهي بر آنها حرام بود و عجيب اينکه خدا بهگونهای مقدر کرده بود که ماهيها روزهای شنبه کنار ساحل ميآمدند و روزهاي ديگر نميآمدند؛ «تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَيَوْمَ لاَ يَسْبِتُونَ لاَ تَأْتِيهِمْ» گفتند: چه کنیم اقتصاد در خطر است! فکر کردند ـ و همانگونه که اقتصاددانهاي ما راه براي تجويز رباخواري درست ميکنند ـ راه چاره پیدا کردند؛ کنار دريا حوضچههايي ساختند. روز شنبه ورودی حوضچهها را باز ميکردند. وقتی ماهيها درون حوضچهها میآمدند، جلويش را ميبستند که بيرون نروند. روز يکشنبه ماهيها را آماده از حوضچهها صيد ميکردند. در مقابل این کار، بنياسرائيل سه دسته شدند؛ يک دسته همین افرادی بودند که اين کار را میکردند. عدهاي دیگر نصحيت ميکردند که اين کارها را نکنید؛ با دين خدا بازي نکنيد، کلاه شرعي درست نکنيد. دسته سوم ميگفتند: ولشان کنید؛ اينها که دارند گناه ميکنند، شما برای چه به خودتان زحمت ميدهيد؟ دسته دوم پاسخ میدادند که «مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ؛ درست است که ميدانيم اينها به حرف ما گوش نميدهند اما ما اتمام حجت ميکنيم». میخواهیم پيش خدا عذري داشته باشيم و چه بسا اثر کند و هدایت شوند. اين لاَ يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ چنين نقشي دارد. ميگويد اگر هر چه ميگوييد، آنها قبول نميکنند، نگران نباشيد. عدم هدايت آنها به شما ضرر نميزند، شما امر به معروف کنيد. اگر بنا باشد به عذر عدم تأثیر امر به معروف نکنيم، جامعه همينگونه میشود که الان هستيم.
نتیجه اینکه گاهي ما يک وظيفه شرعي اجتماعي داريم که خود اين وظيفه در سعادت شخص من نقش دارد و من باید به وظيفه شرعي خودم عمل کنم چه در دیگران اثر بگذارد و چه نگذارد.
آیت الله مصباح یزدی
داستان اصحاب سبت چند بار در قرآن آمده است. عدهاي از بنياسرائيل کارشان ماهيگيري بود. اما طبق شریعت حضرت موسی، روز شنبه صيد ماهي بر آنها حرام بود و عجيب اينکه خدا بهگونهای مقدر کرده بود که ماهيها روزهای شنبه کنار ساحل ميآمدند و روزهاي ديگر نميآمدند؛ «تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَيَوْمَ لاَ يَسْبِتُونَ لاَ تَأْتِيهِمْ» گفتند: چه کنیم اقتصاد در خطر است! فکر کردند ـ و همانگونه که اقتصاددانهاي ما راه براي تجويز رباخواري درست ميکنند ـ راه چاره پیدا کردند؛ کنار دريا حوضچههايي ساختند. روز شنبه ورودی حوضچهها را باز ميکردند. وقتی ماهيها درون حوضچهها میآمدند، جلويش را ميبستند که بيرون نروند. روز يکشنبه ماهيها را آماده از حوضچهها صيد ميکردند. در مقابل این کار، بنياسرائيل سه دسته شدند؛ يک دسته همین افرادی بودند که اين کار را میکردند. عدهاي دیگر نصحيت ميکردند که اين کارها را نکنید؛ با دين خدا بازي نکنيد، کلاه شرعي درست نکنيد. دسته سوم ميگفتند: ولشان کنید؛ اينها که دارند گناه ميکنند، شما برای چه به خودتان زحمت ميدهيد؟ دسته دوم پاسخ میدادند که «مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ؛ درست است که ميدانيم اينها به حرف ما گوش نميدهند اما ما اتمام حجت ميکنيم». میخواهیم پيش خدا عذري داشته باشيم و چه بسا اثر کند و هدایت شوند. اين لاَ يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ چنين نقشي دارد. ميگويد اگر هر چه ميگوييد، آنها قبول نميکنند، نگران نباشيد. عدم هدايت آنها به شما ضرر نميزند، شما امر به معروف کنيد. اگر بنا باشد به عذر عدم تأثیر امر به معروف نکنيم، جامعه همينگونه میشود که الان هستيم.
نتیجه اینکه گاهي ما يک وظيفه شرعي اجتماعي داريم که خود اين وظيفه در سعادت شخص من نقش دارد و من باید به وظيفه شرعي خودم عمل کنم چه در دیگران اثر بگذارد و چه نگذارد.
آیت الله مصباح یزدی
- ۱۱۸
- ۲۰ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط