{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زندگی، از این همه تکرار خسته‌ام

از زندگی، از این همه تکرار خسته‌ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته‌ام

دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته‌ام

دل خسته سوی خانه تن خسته می‌کشم
آوخ … کزین حصار دل آزار خسته‌ام

بیزارم از خموشی تقویم روی میز
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته‌ام

از او که گفت یار تو هستم ولی نبود
از خود که بی‌شکیبم و بی‌یار خسته‌ام

تنها و دل‌گرفته و بیزار و بی‌امید
از حال من مپرس که بسیار خسته‌ام

محمدعلی بهمنی
دیدگاه ها (۱)

درد من این روزها از جنس دردی دیگر استکوچه ات بی من مسیر کوچه...

پیش از آنی که به رویش وا کنم در، رفته بود مثل ِ قرن ِ چندم ِ...

...

....

از زندگی، از این همه تکرار خسته‌اماز های و هوی کوچه و بازار ...

از زنــدگی از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار...

از زندگی، از این همه تکرار خسته ام از های و هوی کوچه و بازا...

از زنــدگی از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار...

از زندگی، از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار ...

از زندگی، از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار ...

از زندگی، از این همه تکرار خسته‌اماز های و هوی کوچه و بازار ...

از زندگی، از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار ...

از زنــدگی از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار...

از زندگی، از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط