{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زندگی، از این همه تکرار خسته ام

از زندگی، از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام

دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم
آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام

بیزارم از خموشی تقویم روی میز
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام

از او که گفت یار تو هستم ولی نبود...
از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام...

تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید...
از حال من مپرس که بسیار خسته ام
دیدگاه ها (۳)

پلک بستی که تماشا به تمنا برسدپلک بگشا که تمنا به تماشا برسد...

خط لبهای تو را یک عمر سعدی خوانده بودگر نه این اشعار شور انگ...

هرچند نوشتند که حبسم ابدی نیستاما چه کنم بهر ضمانت سندی نیست...

نمیدانم چرا ، اما برایت سخت دلتنگم ،در این مسلک که صورت های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط