ز کینه دور بُوَد سینه ای که من دارم

ز کینه دور بُوَد سینه ای که من دارم
غبار نیست بر آیینه ای که من دارم

ز چشمِ پُر گُهرم اختران عجب دارند
که غافلند زِ گنجینه ای که من دارم

به هجر و وصل مرا تابِ آرمیدن نیست
یکیست شنبه و آدینه ای که من دارم

سیاهی از رُخِ شب می رود ولی از دل
نمی رود غمِ دیرینه ای که من دارم

تو اهل درد نِه ای ورنه، آتشی جانسوز
زبانه می کشد از سینه ای که من دارم

بلی ز چشمه ی خورشید تابناک تراست
به روشنی دلِ بی کینه ای که من دارم
دیدگاه ها (۱)

به هجر و وصل مرا تاب آرمیدن نیست یکیست شنبه و آدینه ای که من...

آسمان زیر بالِ اوجِ تو بودچون شد ای #دل که خاکسار شدی؟سر به ...

از ازل نام تو را در سینه داریم یا علی 💖 ما به تو دل بندی دیر...

گفته بودی یک دل بی کینه داری ،میخرمدر بغل زخمی درون سینه دار...

....گفته بودی یک دل بی کینه داری ،میخرمدر بغل زخمی درون سین...

الهی سینه‌ای ده آتش افروزدر آن سینه دلی وان دل همه سوزهر آن ...

صاف کن ای سنگدل با دردمندان سینه رامی کند دربسته آهی خانه آی...

هر آن دل را که سوزی نیست، دل نیستدل افسرده غیر از آب و گل نی...

صبح بی‌تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه داردبی‌‌تو حتی مهربانی حال...

صبح بی‌تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه داردبی‌‌تو حتی مهربانی حال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط