{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صاف کن ای سنگدل با دردمندان سینه را

صاف کن ای سنگدل با دردمندان سینه را
می کند دربسته آهی خانه آیینه را

درد و داغ عشق را در دل نهفتن مشکل است
این سپند شوخ، مجمر می کند گنجینه را

عمر باقی مانده را نتوان به غفلت صرف کرد
ساقیا پیش آر آن ته شیشه دوشینه را

زنگ از آیینه تاریک صیقل می برد
مگذران بی باده روشن شب آدینه را

هیچ سیل خانه پردازی چو گرد کینه نیست
در درون خانه باشد خصم، صاحب کینه را

گل ز شبنم در دل شبها نمی باشد جدا
خودپرستان در بغل گیرند شب آیینه را

از نمد، آیینه صائب در حصار آهن است
صوفیان دانند قدر خرقه پشمینه را
#صائب_تبریزی #KAM
دیدگاه ها (۱)

10 تیر ماه، بزرگداشت شاعر همه دورانها #صائب_تبریزی گرامی با...

دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کردتکیه بر عهد تو و باد صبا نت...

نم به دل نگذاشت خونم خنجر قصاب راجذبه من می‌کشد از صلب آهن آ...

چهره را صیقلی از آتش می ساخته‌ایخبر از خویش نداری که چه پردا...

اين کباب خوش نمک محتاج چشم شور نيست

از زخم زبان پروا دل بی تـاب رامانع از گردش نگردد خار و خس گر...

گران گشتم به چشمش بس که رفتم بی طلب سویشمرا از پای نافرمان چ...

شبنم غنچه بیدار دلان چشم بدستصیقل سینه روشن گهران دست ردستخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط