عمیق ترین درد زندگی مردن نیست
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست
بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدایی به سر انجام برسانی
بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخترین شرایط همدم توباشد
بلکه بدست فراموشی سپردن قشنگترین احساس زندگی است
بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند وتوازاو رسم محبت را بیاموزی
بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است
بلکه یخ بستن وجود آدمها و بستن چشمها است
بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته است
بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آنها تکیه کنی واز غم زندگی برایش اشک بریزی
من از ازدحام این چهره های سرد میترسم ......
بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدایی به سر انجام برسانی
بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخترین شرایط همدم توباشد
بلکه بدست فراموشی سپردن قشنگترین احساس زندگی است
بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند وتوازاو رسم محبت را بیاموزی
بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است
بلکه یخ بستن وجود آدمها و بستن چشمها است
بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته است
بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آنها تکیه کنی واز غم زندگی برایش اشک بریزی
من از ازدحام این چهره های سرد میترسم ......
- ۲.۷k
- ۰۷ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط