P56
یکم گذشت و از جاش بلند شد
_میرم تو جمعیت
این گفت و رفت ، نوشیدنیم برداشتم یکمش نوشیدم و به اطراف نگاه کردم یه تم قرمز و مشکی داشت و جای شیکی بود زیاد از بار و مشروب خوشم نمیومد و برخلاف هه این دیر من میگرفت به جمعیت نگاه کردم که متوجه شدم کسی یکم دور تر از من نشست
_ سلام دوباره کیم یوری
با شنیدن این صدا چشمام گرد شد
+چوی یونجونن؟؟؟
_اوهوم خودمم
با دیدنش تعجب کردم اونم اینجا؟ یکم گذشت و اخمام تو هم رفت
+چطور جرعت میکنی بعد کاری که با هه این کردی اینجا پیشم بشینی
خواستم بلند بشم برم که
_اینا بازیای کار سخت نگیر، البته که توهم با ای ان به عنوان جاسوس توی شرکت من بودین
این که گفت واقعا ساکت شدم نمیدونستم چی بگم ولی همچنان نمیشد ازش بدم نیاد چون بهترین دوست من رو لو داده بود، خندید
_البته اعتراف میکنم نقش بازی کردنتون خوب بود خیلی کیوت شده بودی هربار که حرص میخوردی چرا ماموریت هاتون خراب میشه..
با این حرفش تعجب کردم این عوضی تو دفتر کار من دوربین هم کار گذاشته بود؟
_انتظارش نداشتی نه ؟
هه این ویو:
نیم ساعت بود که مثل بیکارا نشسته بودم گیم بازی میکردم بی حوصله اومدم تو اتاق حال لم دادم یه گوشه خسته شده بودم از ژاپن حس میکردم خیلی وقت که از خود واقعیم و سایکو بودن دور شده بودم چند وقت بود مبارزه نکرده بودم.. یاد حرف چان هم افتادم لیا.. یعنی جدی جدی دوست دخترش بود؟ ممکن چان یه ادم دخترباز نه چی میگم بابا اصلا بهش نمیخوره بعدشم مگه تنها افراد دختر سازمان ماییم؟ اصلا به من چه، با صدای زنگ در متوجه وجود کسی شدم گفتم شاید چان باشه ولی نبود همون لحظه یکی بهم پیام داد
"منم چان، ببین اگر کسی اومد در باز کن نگران نباش بادیگارد ها مواظبن این ادمی که میاد از افراد خودمونه"
در باز کردم که یه پسر تقریبا هم سن سال خودم دیدم با یه تتو روی گردنش بسته ای که دستش بود داد بهم
+این چیه؟
_چان فکر کرده از گیم زدن خوشت میاد یه چندتا چیز برات خریده
+چان؟ اصلا از کجا میدونست که من...
یکم فکر کردم یعنی چی که میدونست؟
+بیخیالش..بیا تو
همینجوری پوکر فیس روی مبل لم دادم
+چیزی میخوری؟ برای خودت برو درست کن هرچند که من اصلا نمیشناسمت
_من لئو پارکم
+اوهوم منم هه اینم
یکم گذشت که صدای ماشین شنیدم لابود چان بود
#استری_کیدز #سناریو#تک_پارتی#فیکیشن#چان#لینو#چانگبین#هیونجین#هان#فیلیکس#سونگمین#جونگین
_میرم تو جمعیت
این گفت و رفت ، نوشیدنیم برداشتم یکمش نوشیدم و به اطراف نگاه کردم یه تم قرمز و مشکی داشت و جای شیکی بود زیاد از بار و مشروب خوشم نمیومد و برخلاف هه این دیر من میگرفت به جمعیت نگاه کردم که متوجه شدم کسی یکم دور تر از من نشست
_ سلام دوباره کیم یوری
با شنیدن این صدا چشمام گرد شد
+چوی یونجونن؟؟؟
_اوهوم خودمم
با دیدنش تعجب کردم اونم اینجا؟ یکم گذشت و اخمام تو هم رفت
+چطور جرعت میکنی بعد کاری که با هه این کردی اینجا پیشم بشینی
خواستم بلند بشم برم که
_اینا بازیای کار سخت نگیر، البته که توهم با ای ان به عنوان جاسوس توی شرکت من بودین
این که گفت واقعا ساکت شدم نمیدونستم چی بگم ولی همچنان نمیشد ازش بدم نیاد چون بهترین دوست من رو لو داده بود، خندید
_البته اعتراف میکنم نقش بازی کردنتون خوب بود خیلی کیوت شده بودی هربار که حرص میخوردی چرا ماموریت هاتون خراب میشه..
با این حرفش تعجب کردم این عوضی تو دفتر کار من دوربین هم کار گذاشته بود؟
_انتظارش نداشتی نه ؟
هه این ویو:
نیم ساعت بود که مثل بیکارا نشسته بودم گیم بازی میکردم بی حوصله اومدم تو اتاق حال لم دادم یه گوشه خسته شده بودم از ژاپن حس میکردم خیلی وقت که از خود واقعیم و سایکو بودن دور شده بودم چند وقت بود مبارزه نکرده بودم.. یاد حرف چان هم افتادم لیا.. یعنی جدی جدی دوست دخترش بود؟ ممکن چان یه ادم دخترباز نه چی میگم بابا اصلا بهش نمیخوره بعدشم مگه تنها افراد دختر سازمان ماییم؟ اصلا به من چه، با صدای زنگ در متوجه وجود کسی شدم گفتم شاید چان باشه ولی نبود همون لحظه یکی بهم پیام داد
"منم چان، ببین اگر کسی اومد در باز کن نگران نباش بادیگارد ها مواظبن این ادمی که میاد از افراد خودمونه"
در باز کردم که یه پسر تقریبا هم سن سال خودم دیدم با یه تتو روی گردنش بسته ای که دستش بود داد بهم
+این چیه؟
_چان فکر کرده از گیم زدن خوشت میاد یه چندتا چیز برات خریده
+چان؟ اصلا از کجا میدونست که من...
یکم فکر کردم یعنی چی که میدونست؟
+بیخیالش..بیا تو
همینجوری پوکر فیس روی مبل لم دادم
+چیزی میخوری؟ برای خودت برو درست کن هرچند که من اصلا نمیشناسمت
_من لئو پارکم
+اوهوم منم هه اینم
یکم گذشت که صدای ماشین شنیدم لابود چان بود
#استری_کیدز #سناریو#تک_پارتی#فیکیشن#چان#لینو#چانگبین#هیونجین#هان#فیلیکس#سونگمین#جونگین
- ۷.۲k
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط