{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
روزے یڪ شیخی از ڪودڪی خردسال پرسید :
فرزندم مسجد این محل ڪجاست ؟
ڪودک گفت:
آخر همین خیابان،به طرف چپ بپیچید،
آن جا گنبد مسجد را خواهی دید .
شیخ گفت: آفرین فرزند!
من هم اڪنون در آنجا سخنرانی دارم،
تو میخواهی به سخنانم گوش دهی ؟
ڪودڪ پرسید :درباره چه چیزی صحبت میڪنی ،حاج آقا !؟
شیخ گفت: می خواهم راه بهشت را به مردم نشان دهم
ڪودک خندید و گفت: تو راه مسجد را بلد نیستی می خواهی راه بهشت را به مردم نشان دهی!!
دیدگاه ها (۱۲)

روحانے راه مسجد را گم ڪرده بود .از ڪودڪے خردسال پرسید :فرزند...

#حکایتروزی یک شیخی از کودکی خردسال پرسید فرزندم مسجد این محل...

روزی یک شیخی از کودکی خردسال پرسید:فرزندم مسجد این محل کجاست...

آخوند ی از کودکی خردسال پرسید: فرزندم مسجد این محل کجاست؟ کو...

روزی یک روحانی از کودکی خردسال پرسید : فرزندم ! مسجد این محل...

روحاني از كودكي پرسيد: ...

"روحاني و کودک" روحاني راه مسجد را گم کرده بود . از کودکی خر...

"روحاني و کودک" روحاني راه مسجد را گم کرده بود . از کودکی خر...

روزی یک روحانی از کودکی خردسال پرسید : فرزندم ! مسجد این محل...

روحاني راه مسجد را گم کرده بود .از کودکی خردسال پرسید : فرزن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط