{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیر باران با خیالت رمز و رازی داشتم

زیر باران با خیالت رمز و رازی داشتم
با دو چشم مست تو راز و نیازی داشتم

با تمنای رخ زیبای تو ناز آفرین،
غرق دریای نیاز و چشم نازی داشتم

شانه ات را آرزو کردم که بغضی بشکنم
با دلی باران زده پر سوز سازی داشتم

شب که آمد کوچه ها رنگ نگاهت را گرفت
همچو شبگردان نوای دلنوازی داشتم

تا سحر در معبد چشمان تو دیوانه وار
بی دل و شیدا چه شوری در نمازی داشتم

در میان شعله ها آتش به جان پروانه وار
گرد شمع روی تو سوز و گدازی داشتم

ناز شست ماه رویت ای گل رعنای من
همچو بلبل نغمه های یکه تازی داشتم

چون کبوتر خسته در پایان یک پرواز تلخ
دل به سودای شکار شاهبازی داشتم...؟؟؟
دیدگاه ها (۰)

کجاست ؟آنکه سر وقت بیاید، بماند، نرودباران را بهانه کندفردای...

تا دیروز فکر می‌ کردم تمامقله ‌های جهان رامی‌ توانم فتح کنمت...

به تو که میرسم؛مکث میکنم..انگار در زیبایی اتچیزی جا گذاشته ا...

در نبودت دل من قبله یحاجات نداشتتو نبودی و لبم قصدمناجات ندا...

زیر باران با خیالت رمز و رازی داشتمبا دو چشم مست تو راز و نی...

زیر باران با خیالت رمز و رازی داشتمبا دو چشم مست تو راز و نی...

زیر باران با خیالت رمز و رازی داشتمبا دو چشم مست تو راز و نی...

زیر باران با خیالت رمز و رازی داشتمبا دو چشم مست تو راز و نی...

@khabshisheiزیر باران با خیالت رمز و رازی داشتمبا دو چشم مست...

زیر باران با خیالت رمز و رازی داشتمبا دو چشم مست تو راز و نی...

زیر باران با خیالت رمز و رازی داشتمبا دو چشم مست تو راز و نی...

زیر باران با خیالت رمز و رازی داشتمبا دو چشم مست تو راز و نی...

زیر باران با خیالت رمز و رازی داشتمبا دو چشم مست تو راز و نی...

زیر باران با خیالت رمز و رازی داشتمبا دو چشم مست تو راز و نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط