{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماجرای سقاخانه اسمال طلا ؛

ماجرای سقاخانه اسمال طلا ؛


در تهران رسم بود، کسانی که نذر و نیازی داشتند هر شب جمعه، شمع‌هایی را در سقاخانه‌ها روشن می‌کردند.

از میان سقاخانه هایی که وجود دارد، سقاخانه اسماعیل طلای حرم مطهر از معروف ترین هاست.
سقاخانه اسماعیل طلا، جا گرفته در مرکز صحن عتیق روبروی پنجره فولاد، سابقه ای طولانی دارد و از قدیمی ترین سقاخانه هاست.
سنگ بنای این سقاخانه را نادرشاه افشار نهاد و یکی از فرماندهان فتحعلی شاه، بهای روکش طلای آن را پرداخت.

ماجرا از این قرار است که بین سال‌های ۱۱۴۴ تا ۱۱۴۵ق به دستور نادرشاه افشار سنگابی یکپارچه از سنگ مرمر که از جنگ هرات به غنیمت گرفته بود را در کنار جوی آبی که آن زمان از وسط صحن عتیق عبور می‌کرده نصب می شود تا مردم برای رفع تشنگی از آب درون این سنگ که سه کر گنجایش داشته، استفاده کنند.

چند سال بعد، یکی از سرداران فتحعلی شاه جان وی را از خطری احتمالی نجات می دهد.

آن زمان از طرف یکی از دول خارجه، بسته‌ای به عنوان هدیه به دربار می رسد و شاه قصد گشودن آن را می کند اما اسماعیل خان که بسته را مشکوک می بیند درخواست دارد این کار در محوطهٔ کاخ به وسیلهٔ خدمتگذاران انجام شود تا احتمال سوء قصد از شاه دور بماند.

اتفاقاً هنگام بازکردن، بسته منفجر می شود. شاه به رسم پاداش از دو اندیشی وی، هم وزن اسماعیل خان به او طلا اهدا می کند.

او این طلاها را صرف ساختن جایگاه آن سنگاب می کند تا گنبد و پایه های سقاخانه با روکشی از طلا مزین شود.
از آن زمان سقا خانه را «سقاخانه اسماعیل طلائی» نام می گذارند.

این سردار اهل مهدی شهر (سنگسر) سمنان بر فراز سنگاب پوششی هشت ضلعی و سقفی گنبدی شکل بنا و آن را طلا کاری می کند.
سقف گنبدی شکل سقاخانه بر روی پایه‌هایی از سنگ مرمر کنده‌کاری شده و کاشی قرار دارد و سطح آن از بالای کاشی پایه‌ها با خشت‌های مطلا و پیرامون آن با اسماء ا... تزیین شده است.

در گذشته آب سقاخانه اسماعیل طلایی از طریق چشمه‌ای به نام چشمه گیلاس در فاصله ۴۸ کیلومتری مشهد امروز تامین می‌شد.

بسیاری از زائران با آوردن قمقمه های خالی از این آب را برای تبرک و تیمن و بردن آن به شهر خود برمی دارند. بسیارند آنها که با دلی صاف، آبی از سقاخانه حرم امام رضا (ع) به نیت شفای بیمارشان برده اند، بسیارند آنها که برای روشنی قلب و روحشان، جرعه از این آب را نوشیده اند، بسیارند آنها که به جای شمع، نذری کرده اند برای تامین روشنایی اطراف سقاخانه و لیوان هایی که در اختیار زائران قرار می گیرد و بسیارند آنها که هنوز به یاد لب تشنه حسین و مشک پرخون سقای کربلا و گلوی خشک شهید شش ماهه عاشورا، آب را با بغض و اشک می نوشند، در حرم امام رضا (ع) یه یاد جدشان امام حسین (ع) و مگر چنین آبی، جز روشنی است؟!
دیدگاه ها (۳)

عقل بیهوده سر طرح معما دارد بازی عشق مگر شاید و اما دارد با...

. . . تا غدیر . . . ﻗﺎﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﺒﺎﺭﮎ ﻭ ﺗﻌﺎﻟﯽ :ﻻ‌ ﺍﻟﻪ ﺍﻻ‌ ﺍﻟﻠﻪ ...

آسمان بوداز زمین درهرقدم نزدیک‌تر روبرویت بودم و می‌شد حرم ن...

بستری شدن معاون اول رئیس جمهور در بیمارستان ؛ اسحاق جهانگیری...

آیت‌الله میرباقری: دوران غیبت انبیای الهی، دورۀ خمول (یعنی س...

🔴 حرم مطهر رضوی از هرگونه درگیری مبرا است▪️ماجرای ویدیوهای م...

گنبد جدید حرم امام حسین (ع) ۷.۵ متر بلندتر می‌شودسال‌ها گنبد...

در مسیر عشق، هیچ‌کس کوچک نیست…اینجا خدمت، مرز و سن نمی‌شناسد...

دیدن یک حیوان عظیم الجثه که تقریباً به پرواز درمی‌آید و خودِ...

حلزون در حال خوردن پودر کربنات کلسیم آماده.۹۵٪ ساختار لاک حل...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش پایانی)

تمثیل ایمان اثری از یوهانس ورمیر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط