یک شاخه گل، یک شعر، یک فنجان چایی

یک شاخه گل، یک شعر، یک فنجان چایی
آن قدر اینجا می نشینم تا بیایی . . .
دیدگاه ها (۱)

چایی

سلام_امام_زمانم در تمناے نڪَاهت بي‌قرارم تا بیاییمڹ ظهور لحظ...

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

بیرحمترین آدمها

حال خوب

به او گفتم: فقط خلوت گزینم

اندوه تمام نمی‌شود!تو آن قدر وسیع می‌شوی،که اندوه در تو گم م...

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

دلتنگم... دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،شعر می‌...

تو خوب باش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط