آنکه با چشمان بی‌همتاش محشر می کند

آنکه با چشمان بی‌همتاش محشر می کند
با نگاهی مومنان را سخت کافر می کند
خسته‌ام از بس که دنبالش دویدم روز و شب
خستگی‌های مرا آغوش او در می کند
آه!نفرین کرده‌ام هرکس که در تنهایی‌اش
لحظه‌ای حتی اگر با فکر او سر می کند

می‌کُشد آخر مرا با بی تفاوت بودنش
گوش عالم را صدای این خبر کر می کند

روز مرگ من خودش را می‌رساند عاقبت
با نمِ اشکش مزارم را معطّر می کند
غنچه هایی را که روزی حسرتش را داشتم
روی سنگ قبر من با گریه پرپر می کند

می‌زند بر شانه اش دستی که دیگر دیر شد
رفتنم را در سکوتی تلخ باور میکند
----------------------------------
دیدگاه ها (۱)

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

آنکه با چشمان بی‌همتاش محشر می کندبا نگاهی مومنان را سخت کاف...

دلیل ازدواج نکردن حضرت معصومه(س)همواره این سؤال برای بسیاری ...

18 عقوبت برای بی نماز ۩( عقوبت های ترک نماز)ابن مسعود از حضر...

باور نمی کند دل من مرگ خویش رانه نه من این یقین را باور نمی ...

باور نمی کند دل من مرگ خویش را

به مناسبت روز مباهله..قصیده؛ مفاخره حضرت علی(علیه السلام) و ...

📚#افتاب_در_حجاب♥️#قسمت49... ضجه مى زنند و آلودگان به این خون...

گفتا ربابه با حال مضطرکی کودک شش ماهه ام علی اصغرآیا کسی آبی...

جعفر درویشیان شاعر کرمانشاهی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط